<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شرح حال</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/</link>
<description>يادداشت هاي دكتر س </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 16 Nov 2009 17:43:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شهادت دكتر رامين پوراندرجاني</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نمي دانم چه بگويم چه بنويسم كجا فرياد بكشم .خبر هولناك است خشم آور تنفرآور ... انتقام خواهيم گرفت ... اين خونها پايمال نمي شود.&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;
&lt;P class=blue17&gt;24آبان.علت مرگ دکتر رامين پوراندرجانی سکته قلبی درخواب اعلام شد! &lt;/P&gt;&lt;FONT class=siah9&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;
&lt;TABLE cellPadding=2 width=102 align=left border=0 hspace=&quot;8&quot; vspace=&quot;8&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.t-tunnel.net/index.php/1010110A/6b33e05ce6aa6aecf76fdcd1cfac9770d61cb6f05e94466716452860579db2be83fe27adefc029fcffb9662bdc82ab26fa13923149574a1657bbae5d133b18828&quot; border=1&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P class=siah8&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;رامين پور اندرجانى 26 ساله ، پزشك وظيفه بهدارى نيروى انتظامى تهران بزرگ بامداد روز سه شنبه به طرز مشكوكى در استراحتگاه خود در ساختمان فرماندهى بهدارى نيروى انتظامى تهران بزرگ درگذشت. علت فوت وى به خانواده اش سكته قلبى (در خواب) اعلام شده است. &lt;BR&gt;دكتر پوراندرجانى كه در دوران حوادث بعد از انتخابات به عنوان پزشك بازداشتگاه كهريزك فعاليت مى كرد و تعدادى از قربانيان شكنجه هاى اين زندان از جمله محسن روح الامينى را دو روز قبل ازفوتش ويزيت كرده است پس از افشاى فوت روح الامينى بمدت يك هفته بازداشت ميشود و براى اعتراف به ابتلاى وى به مننژيت تحت فشار قرار ميگيرد، پس از انتشار گزارش مستند پزشكى قانونى مبنى بر فوت روح الامينى به علت اصابت ضربه به سر، به قيد ضمانت آزاد مى گردد.... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دكتر پوراندرجانى پس از آزادى هم بارها مورد بازجويى توسط بازرسى كل ناجا، دادسراى نظامى و شوراى انتظامى پزشكى قانونى كشور قرار گرفت. &lt;BR&gt;دكتر پوراندرجانى كه در نتيجه حضورش در كهريزك آگاهى كاملى از جزييات شكنجه ها و عاملين آن داشت علاوه بر مراجع قانونى از طرف افراد و نيروهاى ناشناس نيز براى عدم افشاى حقايق و دخالت مستقيم سران نظامى و انتظامى كشور در شكنجه هاى بازداشتگاه كهريزك بارها مورد تهديد و ارعاب قرار مى گرفت. &lt;BR&gt;پيكر وى پس از شستشو و انجام مراسم كفن كه در غياب خانواده اش در تهران انجام گرفته بود با همراهى چند تن از مامورين انتظامى به تبريز منتقل شده و در صبح روز پنجشنبه 21/8/88در فضايى امنيتى در وادى رحمت تبريز به خاك سپرده شد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P class=blue14 dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;26آبان:عضو کميسيون بهداشت مجلس:سکته قلبی با سن و سال پزشک کهريزک جور در نمي‌آيد به ويژه آن که وی هيچگونه سابقه بيماری هم نداشته است. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;ايلنا:در پی مرگ مشکوک پزشک بازداشتگاه کهريزک، مسعود پزشکيان عضو کميسيون بهداشت و درمان اين موضوع را در جلسه روز گذشته کميسيون بهداشت درمان مطرح کرده است. &lt;BR&gt;به گزارش خبرنگار ايلنا، وی با حضور در جمع خبرنگاران پارلمانی با اعلام اين خبر افزود: همکلاسی وی و رشته دانشجوی پزشکی در جست و جوی علت مرگ وی هستند و پيگيري‌هايی داشتند. &lt;BR&gt;به گفته وی اين پزشک، به شکل شيفتی از سوی نيروی انتظامی در بازداشتگاه کهريزک کار می کرده است. &lt;BR&gt;پزشکيان با بيان اينکه از طريق دادگاه و واحدهای قضايی در حال بررسی علت مرگ مشکوک وی هستند افزود: از پزشکی قانونی خواسته‌ايم تا با کالبد شکافی وي، علت مرگ اين پزشک را اعلام کند. &lt;BR&gt;وی ادامه داد: پزشک تاکيد کرد که سکته قلبی با سن و سال اين پزشک جور در نمي‌آيد به ويژه آن که وی هيچگونه سابقه بيماری هم نداشته است. &lt;BR&gt;اين عضو فراکسيون خط امام (ره) در پاسخ به سوالی که به صدور حکم سردار رادان به علت تخلفات به وجود آمده در کهريزک اشاره داشت گفت: من از مسايل حقوقی سر در نمي‌آورم اما مردم بايد احساس کنند که عدالت اجرا می شود به گفته وی مشکل جامعه ما با اين حکم‌ها حل نخواهد شد چرا که لازم است با کار کارشناسی فضای جامعه را به سمت عدم تنش پيش برد و به گونه ای عمل کرد که با واقعيت ها مطابقت داشته باشد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;
&lt;P class=blue14&gt;&lt;STRONG&gt;26آبان. شهادت در دادگاه عليه مجرمان اصلی کهريزک، علت مرگ دکتر رامين پوراندرجانی &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;موج سبز آزادی &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;شهيد پوراندرجانى در جلسه كميته ويژه مجلس جزئيات مرگ شهيد روح الامينى و جنايات كهريزك را فاش كرده بود &lt;BR&gt;به گزارش موج سبز آزادى در حالي‌که کمتر از يک هفته از مرگ مشکوک دکتر رامين پوراندرجاني، پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک مي‌گذرد، سوالات و ابهامات جدی در مورد علت مرگ وی همچنان بي‌پاسخ باقی مانده است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادي، مرحوم رامين پوراندرجانى پيش از مرگش در جلسه كميته ويژه مجلس جزئيات مرگ شهيد روح الامينى و جنايات كهريزك را فاش كرده بود و به همين دليل زنده ماندن پزشک وظيفه کهريزک به معنای فاش شدن نام بسياری از عاملان جنايت‌های مخوف بازداشتگاه کهريزک بود. دوستان و خانواده مرحوم رامين پوراندرجاني، پزشک وظيفه زندان کهريزک مي‌گويند: رامين در جلسه‌ای با حضور اعضای کميته ويژه رسيدگی به وضعيت آسيب‌ديدگان حوادث پس از انتخابات و برخی از نمايندگان کميسيون امنيت ملی مجلس، جزئيات جنايات کهريزک و شهادت محسن روح الامينی را فاش کرده بود و پس از آن نيز به شدت نسبت به امنيت جانی خود نگران بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بر اساس اخبار دريافتی خبرنگار موج سبز آزادی از منابع آگاه و موثق در مجلس هشتم و خانواده و دوستان مرحوم رامين پوراندرجاني، نمايندگان مجلس در کميته ويژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامين پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامينی سئوال مي‌کنند، با پاسخ‌های تکان‌دهنده وی مواجه مي‌شوند. پزشک وظيفه درگذشته کهريزک در آن ديدار، محل شهادت محسن روح‌الامينی را بازداشتگاه کهريزک و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان مي‌کند و مي‌گويد: ,محسن را با وضعيت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شديد دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسيار وخيم بود و امکانات پزشکی من هم بسيار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهريزک تهديد شدم که در صورت توضيح علت جراحت‌های وارده بر مجروحان کهريزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند». &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين شهادت مرحوم پوراندرجانی در حضور اعضای کميته ويژه مجلس در حالی عنوان شده بود که مسئولان نيروی انتظامی به دروغ به کميته ويژه مجلس گفته بودند که پزشک بازداشتگاه کهريزک، ابتلای روح الامينی به مننژيت را تاييد کرده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;موج سبز آزادی و ساير رسانه‌های داخلی در روزهای پس از شهادت محسن روح‌الامينی خبر داده بودند که مسئولان نيروی انتظامی بعد از بازديد از کهريزک و قبل از ارائه گزارش خود از اين بازداشتگاه به مجلس از اين پزشک وظيفه کهريزک خواسته بودند که دليل شهادت محسن روح الامينی را ابتلا به مننژيت عنوان کند. اما لازم به توضيح است که رامين پوراندرجانی حاضر به انجام اين کار نشد و به بازگويی وقايع ناگوار بازداشتگاه کهريزک برای نمايندگان ملت پرداخت. بخشی از گفته‌های شهيد پوراندرجانی که در بالا ذکر شد، يکی از مهم‌ترين بخش‌های گزارش قرائت نشده کميته ويژه مجلس هم هست که با فشار مسئولان نيروی انتظامی و قضائی و افرادی چون احمدي‌مقدم، مرتضوی و رادان تاکنون اجازه انتشار پيدا نکرده است و با مرگ مشکوک اين پزشک، بر احتمال سانسور و حذف آن بخش از اظهارات او از گزارش اصلی افزوده مي‌شود. دليلی که مي‌تواند انگيزه کافی برای به قتل رساندن وی را نيز فراهم کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تارنمای نوروز در خبری که از مرگ مشکوک پزشک وظيفه کهريزک منتشر کرد، خبر بازداشت وی توسط نيروی انتظامی قبل از مرگش را نيز آورده بود. گفتنی است مرحوم رامين پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نيروی انتظامي، بارها به دوستان نزديک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنايت‌های کهريزک وجود دارد. او همچنين گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در کهريزک رخ داده است تحت فشار است اما بنابر اظهارات خانواده اين مرحوم، او قصد داشت در دادگاه بر عليه مجرمان کهريزک شهادت دهد. او اين نکته را به دوستان و خانواده خود گفته بود و به همين دليل هم نسبت به جان خود بيمناک بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين پزشک وظيفه، با تمام بيمناکی از جان خود به خاطر تهديدهای صورت‌گرفته، در روز سه‌شنبه در استراحت‌گاه خود در ساختمان بهداری نيروی انتظامی فوت مي‌کند و دليل مرگ وی سکته قلبی تشخيص داده مي‌شود. پزشکی قانونی معمولا در مواردی که علت مرگ سکته قلبی تشخيص داده مي‌شود، در صورت درخواست خانواده مرحوم، دستور کالبدشکافی را صادر مي‌کند. اما اين حق از خانواده مرحوم پوراندرجانی به دلايل نامعلوم سلب مي‌شود. بر خلاف عرف معمول خاکسپاری که معمولا تغسيل و تکفين در محل دفن(تبريز) صورت مي‌گيرد، مراحل تغسيل و تکفين مرحوم پوراندرجانی در تهران انجام مي‌شود و سپس جنازه تحت تدابير شديد امنيتی برای دفن به تبريز منتقل مي‌شود. شست و شو، غسل و کفن کردن جسد اين پزشک وظيفه در تهران و دفن وی در تبريز تحت شرايط شديد امنيتی و همچنين عدم اجازه به خانواده‌اش برای کالبد شکافی جسد، از جمله موارد ابهام برانگيز اين پرونده است که نيروی انتظامی و مقامات قضايی تاکنون دلايل قابل قبولی برای آن ارائه نداده‌اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با توجه به شواهد فوق و واقف بودن به اين امر که از دولت و قوه قضائيه مبنی بر آشکارکردن آنچه که در کهريزک بر جوانان بي‌گناه کشورمان آمده است، نمايندگان مجلس، به ويژه اعضای کميسيون امنيت ملی و اعضای کميته ويژه هستند که بايد پاسخگوی موارد ابهام اين پرونده باشند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از اين رو نمايندگانی که مسووليت رسيدگی به تخلفات کهريزک را دارند و به خصوص آقايان علی لاريجاني، رئيس مجلس و بروجردي، رئيس کميسيون امنيت ملی بايد پاسخ دهند که: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱- تاخير طولانى در قرائت گزارش كميته ويژه و عدم برگزارى دادگاه متهمان كهريزك ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايى بوده است و ارتباط مرگ مرموز شهيد پوراندرجانى با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش كميته ويژه مجلس چيست؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲- با توجه به حضور و شهادت دادن مرحوم پوراندرجانى در جلسه كميسيون امنيت ملى و كميته ويژه و با توجه به اينكه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنيت جانى خود هشدار داده بود، چرا از وى محافظت نشد و او همچنان در اختيار نيروى انتظامى كه مقامات عالى آن از متهمان اصلى پرونده جنايات كهريزك هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگى و در خواب سكته داده شود؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳- در حالى كه خانواده اين مرحوم ساكن تبريز هستند و او نيز در نهايت در تبريز دفن شده است، علت برگزارى مراسم تغسيل و تکفين در تهران چه بوده است؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۴- علت مخالفت مقامات امنيتى با كالبدشكافى جنازه اين مرحوم توسط پزشكان مستقل و حتى پزشكى قانونى که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۵- اگر شهيد پوراندرجانى به مرگ طبيعى فوت شده است چرا و به چه دليل مراسم ترحيم وى با حضور نيروهاى امنيتى و در شرايطى غيرعادى برگزار شده است به طوري‌که حتی دوستان نزديک متوفی هم جرات حضور در مراسم تدفين را پيدا نکرده‌اند؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۶- ارتباط مرگ مشكوك مرحوم دكتر رامين پوراندرجانی با متهمان اصلى جنايات شكنجه‌گاه كهريزك و به طور مشخص احمدى مقدم فرمانده نيروى انتظامي، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه كهريزك و سعيد مرتضوى دادستان وقت تهران كه متهمان با دستور وى و معاونانش قاضى حداد و قاضى حيدرى فر به كهريزك منتقل شده اند ،چيست؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۷- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعنى ايست قلبى در هنگام خواب با قتل‌هاى سياسى در سال‌هاى گذشته، سوال برانگيز نيست؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در انتهاى اين گزارش لازم است اين هشدار به مسئولان قضايى داده شود كه جان تعدادى ديگر از سربازان وظيفه حاضر در زندان كهريزك كه از شاهدان عينى جنايات بوده‌اند و خصوصا يكى از اين سربازها كه پس از مشاهده عينى جنايات از حضور در كهريزك امتناع و از سربازى فرار كرده، در خطر جدی است و ممكن است هر كدام از اين افراد نيز به سرنوشت دكتر رامين پوراندرجانى مرحوم دچار شوند، هنگام خواب سکته داده شوند و يا همانند تهديدهاى متعدد زندانيان سياسى که بارها از زبان سعيد مرتضوى تکرار شده است، در يک تصادف ساختگى کشته شوند. اين سخن قاضی مرتضوی را بسياری از فعالان سياسی خوب به ياد مي‌آورند که همواره مي‌گويد: آمار تصادفات رانندگی در ايران بالاست و خانواده شما هم مي‌تواند يکی از اين جان باختگان حوادث رانندگی باشد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 17:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱۳ آبان ميدان هفت تير &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بايد اعتراف كنم شايد رها شوم ...حالا بيشتر از ۴۸ ساعت گذشته است ولي فكرش هنوز رهايم نكرده. توي آن شلوغي و درگيري و گاز اشك آور ...در حال فرار بودم كه چشمم به پيرمردي افتاد كه توي چمن هاي ميدان هفت تير به آرامي نشست و بعد دراز كشيد سيگاري هم دستش بود... دستم را از دست همراهم بيرون آوردم و چند قدم به سويش رفتم اما همراهان دستم را كشيدند كه ولش كن حالش خوبه! و بي اختيار با همراهان دوباره دويديم به آن سوي ميدان. مردي را ديدم كه به سوي پيرمرد مي رفت...همه اينها توي چند ثانيه اتفاق افتاد ...ولي ۴۸ ساعت است كه تصوير اين پيرمرد جلوي چشمم است.براي خودم متاسفم...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 13:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علم بهتر است يا امتياز؟!</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>چند روز پيش در يك جلسه بازآموزي بودم به اجبار و براي كسب ۵ امتياز ناقابل! پيش از شروع بازآموزي ،يكي از مسوولان برگزاري پشت تريبون آمد ،با جديتي مثال زدني و ژستي تهديدآميز گفت :هر كس تا پايان جلسه نماند ،از امتياز خبري نيست .اسمش را از ليست حذف مي كنم .چرا از اين فرصت ها استفاده نمي كنيد؟! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگاهي به اطراف انداختم. همكاران بي تفاوت و بي اعتنا يا مشغول تكميل فرم هايشان بودند يا به نقطه اي نامعلوم نگاه مي كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مزخرف مي بافت .خودش هم مي دانست كه مزخرف مي گويد .حتي تنها تهديد او براي حضور پزشكان و ماندنشان امتياز بود و امتياز! حاضران هيچ نگفتند. در ميان سكوت بي اعتناي پزشكان از سالن خارج شد و سخنران اول آمد پشت تريبون.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;****&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازآموزي في نفسه چيز بدي نيست! حتم دارم كه طراح محترم آن هدفش تجديد معلومات پزشكان بوده است. اما از آنجا كه اين پديده رابطه ي محكمي با دو عامل مخرب دارد از هدف اصلي آن طراح خيرخواه! بسي دورافتاده است. اين دو عامل يكي پول است و ديگر امتياز.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بازآموزي ها فرمي براي تكميل مي دهند كه در آن از پزشك پرسيده شده است هدفتان از شركت در اين بازآموزي چه بوده است؟ گزينه ها تا جايي كه به ياد دارم اينها هستند :تحكيم اطلاعات قبلي ، تبادل نظر با همكاران ، كسب امتياز . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بعد از سالها كه از برگزاري  برنامه هاي بازآموزي مي گذرد هم برگزاركنندگان و هم پزشكان مي دانند كه هدف اصلي شركت در برنامه هاي بازآموزي كسب امتياز است و ساير اهداف فرعي بوده و در حد همان پذيرايي ميان برنامه ها مثلا چاي و كيكي مي باشد كه در آنتراكت ها مي دهند! آخر كدام آدم عاقلي براي تحكيم اطلاعات قبلي و كسب اطلاعات جديد اين همه به خود زحمت مي دهد بلاي ترافيك را به جان مي خرد ،كار را تعطيل مي كند و مبلغي هم پرداخت مي كند و ...تا برسد به يك برنامه بازآموزي كه معلوم نيست سرموقع برگزار شود و ميكروفون خراب باشد يا نه ؟ نوشته ها از دور قابل خواندن باشند يا نه ؟ و هزار مصيبت ديگر ! خب براي تحكيم اطلاعات قبلي و دستيابي به اطلاعات جديد مي شود كتاب خواند كه بهترين و دقيق ترين و آسانترين راه است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تبادل اطلاعات با همكاران هم از آن حرفهاست! كدام تبادل اطلاعات؟! اكثر يا شايد همه بازآموزي ها يك كلاس درس است به همان روال دانشگاه كه استاد متكلم وحده است و بقيه هم شنونده .تبادل اطلاعات  كجا بود؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مي ماند گزينه آخر و صحيح كه همان كسب امتياز است كه مهمترين هدف پزشكان از شركت در بازآموزي هاست چون امتياز نداشتن همانا و بي پروانه ماندن همانا. قبلا دانشگاه و حالا سازمان نظام پزشكي يعني متوليان صدور پروانه ،داشتن ۲۵ امتياز سالانه را شرط اصلي و بي برو برگرد صدور پروانه كرده اند. برگزاركننده هم كه اغلب يكي از اين دو هستند و به اين ترتيب با كسب تقريبا ۱۰۰۰ تومان بابت هر امتياز (گاهي بيش از اين مبلغ) چيزي هم گير اين فقرا (برگزاركنندگان) مي آيد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تحقيقي هم در مورد انگيزه هاي پزشكان در بازآموزي ها ديدم كه تقريبا مويد همين گفته هاست .(آدرسش را ندارم .پی دی اف بود.اگر خواستيد مي توانيد بگرديد پيدا كنيد!)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 14:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ديو مادر و قانون جنگل</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>چقدر تكان دهنده است اظهارات وكيل بهنود شجاعي: 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وکيل شجاعی آخرين لحظات قبل از اعدام را اينچنين برای ديده بان حقوق بشر توصيف کرد: &quot;وقتی که جمعيت زيادی بيرون زندان بودند که بسياری به دست وپای انها افتادند که اوليای دم از اعدام بهنود بگذرند. آنها اعلام کردند که گذشت خواهند کردند. جو خيلی آرام شد. حدود سيصد نفر آنجا بودند. ما داخل رفتيم بعد صورتجلسه اجرای حکم را نوشتند. بهنود را آوردند. او به دست وپای اوليای دم افتاد وخواهش وتمنا کرد. او به مادر مقتول گفت که من مادر ندارم شما برای من مادر کنيد وگذشت کنيد از اعدام من. بعد مادرش گفت که من بايد طناب دار را گردن تو ببينم. ما را داخل يک سالنی بردند وطناب دار را گردنش انداختند. خيلی ها آنجا بودند واز آنها خواهش کردند رضايت بدهند. مادر وپدر مقتول چارپايه را محکم از زير پای بهنود کشيدند. او ديگر نفس نکشيد. خانواده بهنود بيرون زندان منتظر بودند. تا زمانی که مادر احسان چارپايه را از زير پای بهنود نکشيده بود فکر می کردم می خواهد فقط طناب دار را گردنش بيندازد واين صحنه را ببيند. باورم نمی شد که يک دفعه چارپايه را از زير پايش خالی کند واعدام کند..&quot; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه ديوهايي بايد باشند مادر و پدر آن جوان مقتول كه پس از ۴ سال  آتش كينه شان هنوز آن چنان  شعله ور است كه جان جوان ديگري (بهنود شجاعي) را چنين به آساني و  خونسردي مي گيرند.توحشي بي نظير و رعب آور . مي ترسم از زندگي در  جامعه اي كه چنين ديوهايي در خود پرورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستي اين قاتل ديوانه ي بي رحم  را كه  با پشتيباني يك سيستم ظالم و بي رحم تر ، چهارپايه از زير پاي انساني ديگر  مي كشد چه كسي بايد مجازات كند؟  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدون ترديد اعدام بهنود شجاعي هيچ تفاوتي با قتل برنامه ريزي شده و با نقشه قبلي ندارد. اين قتل را چه كسي و  چه دستگاهي بايد پيگيري و مجازات كند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 17:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه محقق آمریکائی برندۀ جایز پزشکی نوبل</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=texte&gt;
&lt;P&gt;یکصدمین جایزۀ نوبل پزشکی امروز به سه محقق آمریکائی تعلق گرفت. خانم الیزابت بلاک بورن آمریکائی استرالیائی تبار ودوآمریکائی دیگرخانم کارول گریدروجک ازوستک به خاطر پژوهش هایشان درمورد نوعی آنزیم که از پیری سلولها جلوگیری می کند، این جایزه را دریافت می کنند. نتیجۀ این کشف راحتی به &quot;جاودانگی&quot; نیز تشبیه کرده اند. این سه محقق که دررشتۀ بیولوژی در آمریکا تدریس می کنند، نشان داده اند که چگونه این عناصر یا تلومرها و آنزیم ها مانع از&quot; پیر شدن کروموزوم ها &quot; می شوند. تلومر ها که به روی کروموزوم ها قرار دارند، کنترل کنندۀ آغاز روند پیری سلول ها و حافظ ثبات داده های ژنتیک یا &quot;ژنوم&quot; به شمار می آیند. &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=&quot;photo droite&quot; style=&quot;WIDTH: 200px&quot;&gt;&lt;A&gt;&lt;IMG height=150 alt=&quot;Carol Greider  یکی از سه برندۀ جایزه نوبل پزشکی&quot; src=&quot;http://www.rfi.fr/actufa/images/118/NOBELMEDICINE200.gif&quot; width=200 border=0&gt;&lt;/IMG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;کارول گریدر، ضمن بیان خوشحالی ازدریافت چنین جایزه ای، به رسمیت شناخته شدن پژوهشهای علم پایه ای را ثمرۀ کنجکاوی های بشرخوانده آنرا بسیار مثبت توصیف کرد. جک ازوستک، گفت در نظر دارد جشنی بر پا سازد و بالاخره خانم بلاک بورن ، با ابراز رضایت خود روند تحقیقات را بسیار جالب و نتایج آنرا مهم دانست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; برای نخستین باردر تاریخ جوایز نوبل است که دو زن محقق برندگان مشترک چنین جایزۀ ارزنده ای شده اند. الیزابت بلاک بورن در سال ٢٠٠٧ از سوی مجلۀ &quot;تایم&quot; به عنوان یکی از یکصد شخصیت با نفوذ در جهان برگزیده شده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع خبر:سايت راديو فرانسه &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 18:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسپري دفاع شخصي</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>يكي از معدود خدمات رفاهي سازمان نظام پزشكي ،فروش اسپري دفاع شخصي به پزشكان بود. از قبل يك عدد خريده ام لااقل براي گريز از احساس ناامني. خوشبختانه تاكنون مجبور به استفاده از آن نشده ام و اميدوارم اين اتفاق هيچ وقت نيفتد .به هرحال براي من ابزار اطمينان بخشي بود هرچند بعيد به نظر مي رسد كه در مواقع اضطراري بتوان به موقع و درست از آن استفاده كرد ! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا  وارد سايت سازمان كه مي شوي و بر روي اسپري كليك مي كني. پيامي مي آيد كه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;درحال حاضر توزیع اسپری دفاع شخصی صورت نمی پذیرد .&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همين و بدون هيچ توضيح ديگري. اينكه چرا چنين ناگهاني و بدون اعلام دليل ،توزيع اين اسپري متوقف شده براي من مشكوك بود! با نظام پزشكي تماس گرفتم ،گفتند نه ديگر نمي دهيم بدون آنكه دليل اش را بگويند! بعد پي بردم كه اين مساله اسپري ندادن به پزشكان مي تواند جنبه امنيتي داشته باشد و بي ارتباط با ناآرامي هاي چند ماه گذشته هم نمي تواند باشد...از ما گفتن!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://news.yahoo.com/s/ap/20091005/ap_on_re_eu/eu_nobel_medicine&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; اين هم خبر جايزه نوبل پزشكي&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; امسال&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 07:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما را به خير تو اميد نيست شر مرسان !</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>قبلا چيزهايي راجع به تنها وزير زن تاريخ ۳۰ ساله اسلامي نوشته بودم. عرض شد كه مرضيه خانم وحيد دستجردي كه از قضا متخصص زنان و زايمان هست ، از لحاظ دارابودن افكار و روحيات مردسالارانه يك كروموزومy اضافي هم شايد بشود در كاريوتايپ ايشان پيدا كرد! 
&lt;P dir=rtl&gt; در تاييد اين موضوع بايد بگويم كه، امروز &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;&lt;U&gt;&lt;A href=&quot;http://www.irimc.org/NewsList.aspx?id=7752&quot;&gt;خبر انتصابات&lt;/A&gt;&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; جديد ايشان را ديدم كه از ۹ نفر كه به معاونت منصوب شده اند ۷نفرشان مرد هستند! يك نفر هم زن .جنسيت مديركل دفتر مركزي حراست هنوز تعيين نشده است حالا اگر هرمافروديت نباشد او هم احتمالا مرد است! مي شود ۸تا!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; احتمالا انتصاب اين يك زن هم من باب ملازمت مرضيه خانم و اينكه حضور زن تنها در جلسه مردان (آن هم زبانم لال پشت درهاي بسته ) لابد مكروه  يا نمي دانم حرام است ! صورت گرفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چشم همه آنهايي كه انتخاب وزير زن را ، موفقيت جنبش زنان و يك گام به جلو تلقي مي كردند روشن! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من كه منتظر خيري از طرف اين وزير جديد نيستم فقط اميدوارم اوضاع زنان (چه پزشك چه پرستار و ماما و...و چه بيمار ) از آنچه كه هست بدتر نشود و خاله خرسه وار كاروبار زنان را بدتر از آنچه هست نكند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تصحيح :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;همان طور که یکی از خوانندگان در كامنت ها اشاره کرده است در دورران پیش از انقلاب دو زن به مقام وزارت منصوب شده اند : مهناز افخمی (وزیر مشاور در امور زنان) و فروخ رو پارسا (وزير آموزش و پرورش) . ابتدا نوشته بودم &quot;تنها وزير تاريخ ۲۵۰۰ساله شاهنشاهي +۳۰ ساله اسلامي&quot; كه آن را تصحيح نمودم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 12:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهداشت و درمان در کوبای سوسياليست</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;انقلاب كوبا ،دست كم در زمينه بهداشت و درمان انقلاب موفقي بوده و دستاوردهاي مهمي داشته است.مقاله زير را به طور اتفاقي در سايت &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;A href=&quot;http://www.zendagi.com/new_page_822.htm&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;زندگي&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt; ديدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;بهداشت و درمان در کوبای سوسياليست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كامبيز ك&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر مبنای آن چه اصل سوسياليستی دسترسی‌ عادلانه‌ کليه اعضای جامعه‌ به‌ خدمات بهداشتی دانسته شده، حقوق بشر در کوبا شامل بهداشت و درمان رايگان برای همگان است. به همين دليل از سال ۱۹۵۹ با انقلاب کوبا &apos;دولت انقلابی&apos; دست به اصلاح سيستم بهداشت و درمان اين کشور زد که با تاکيد بر روش های پيشگيری از بيماری، کوبا را به يکی از موفق ترين کشورها در مدريت بهداشت عمومی تبديل کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اساس ارائه اين خدمات بهداشتی و درمانی بر پيشگيری بيماری با بهينه سازی بهياری در سطح محلی و سرمايه گذاری در آموزش های بهداشتی به عموم مردم است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نهاد های بهداشتی در کوبا به سه قسمت عمده تقسيم می شوند. سيستم بهداشت کوبا امروز در سطح اوليه مراکز درمانی، شامل بيمارستان های تخصصی پزشکی است که ۲۵ تا 30 هزار کوبايی را پوشش می دهند. بيمارستان های استانی که شامل پلی کلينيک های تخصصی، سی سی يو، آی سی يو، و اورژانس هستند، برای هر ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کوبايی خدمات درمانی ارايه می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بهداشت در کوبا در سال های دهه شصت ميلادی بر مبنای مديريت و درمان بيماری ها در بيمارستان ها آغاز شد و در دهه های هفتاد و هشتاد ميلادی به سمت پيش گيری بيماری ها در سطوح محلی ترقی پيدا کرد. به اين ترتيب اکنون برای هر ۶۰۰ کوبايی يک تيم پزشکی مجهز شامل پزشک خانوادگی، پرستار، و مددکاران اجتماعی در پايگاه های بهداشتی محله ای معين شده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;موفقيت سيستم بهداشتی کوبا در بهينه سازی ارتباط اين تيم های کوچک پزشکی با خانواده های ساکن هر محله هست که با دادن آموزش های بهداشتی، مراقبت های تشخيصی، مراقبت های اوليه، مراقبت از زنان باردار، و تنظيم خانواده برای پيشگيری و تشخيص بيماری تلاش می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وضعيت بهداشت در کوبا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسياری از متنقدين نسبت بالای هزينه تربيت پزشکان، که پانزده درصد ميزان تولد ناخالص ملی را تشکيل می دهد، را اتلاف سرمايه ملی و غير ضروری می دانند. در حالی که کوبا که دارای رتبه سوم تعداد پزشک برای هر شهروند نسبت به هر کشور ديگری در جهان است، با تربيت مازاد متخصصين بهداشت به يکی از صادر کنندگان پزشک و خدمات درمانی به ساير کشور های در حال توسعه مبدل شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عنوان مثال در سال ۲۰۰۴ ميلادی دولت کوبا و ونزوئلا يک برنامه انسان دوستانه برای درمان بيماری های چشم در آمريکای لاتين و کارائيب را آغاز کردند. &quot;عمليات معجزه&quot; يک پروژه ده ساله است که با هدف ريشه کن کردن بيمارهای چشم در سطح آمريکا لاتين تا کنون 250 هزار نفر را تحت پوشش قرار داده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بيماران چشم هر ساله برای انجام عمل جراحی به کوبا می روند و دولت کوبا در مقابل اين خدمات از دولت ونزوئلا روزانه نود هزار بشکه نفت با قيمت پايين دريافت می کند. اين در حالی است که با فرو پاشی اتحاد جماهير شوروی، کوبا يک شبه از هشتاد و پنج درصد تجارت خود و شش ميليارد دلار رايانه ی سالانه شوروی محروم شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با توجه به گزارش های سازمان ايدز حقوق بشر، در سال ۲۰۰۳ در کوبا ۳۳۰۰ مبتلا به بيماری ايدز زندگی می کنند که اين رقم پايين ترين در قاره آمريکا و يکی از پايين ترين ها در جهان است. دولت کوبا در طی دهه ی هشتاد، در ميان انتقاد شديد مجامع بين المللی، برای پيشگری از ايدزآزمايش های سراسری اچ آی وی را اجباری و مبتلايان به اين بيماری را در آسايشگاهای مخصوص قرنطينه کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از سال ۱۹۹۳ به دنبال فشار های بين الملل کوبا شرايط بازگشت به زندگی عادی را برای اين بيماران فراهم کرده است. امروزه مبتلايان به ويروس اچ.آی.وی ناچارند که دوره های سه ماهه آموزشی را در آسايشگاه های مخصوص بگذارانند و تنها به شرط اينکه ليست تمامی شريک های جنسی خود را در اختيار مسئولين بهداشت قرار بدهند است که اجازه ترک آسايشگاه را دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهمترين پيشرفت کوبا در مبارزه با ايدز ساخت بومی شش نوع مختلف دارو های ضد رترو-ويروس هاست. با وجود تحريم های دارويی ايالات متحده، کوبا امروزه موق ترين کشوردر حال توسعه برای توليد و صدور واکسن های رترو-يروسی و با قيمتی بسيار پايين تر از صنايع داروسازی ايالات متحده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بيوتکنولوژی: نگاه کوبا به آينده&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با پشرفت های کوبا در علوم پزشکی و بيو تکنولوژی ايالات متحده به شدت در مورد خطر استفاده اين کشور از سلاح های ميکروبی ابراز نگرانی کرده و به همين خاطرکوبا درليست دولت های تروريست واشنگتن قرار گرفته است. اين در حالی است که کوبا خود می تواند هدف چنين حملاتی قرار گيرد. در همين حال بايد توجه کرد تحريم های اقتصادی واشنگتن که شامل دارو هم می شود، کوبا را ناچار ساخته که از دانشمندان بومی برای توسعه صنعت داروسازی و بيوتکنولوژيک استفاده کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شايان ذکر است علی رغم آن که هيچ شاهد رسمی بر استفاده بايوتروريسم توسط ايالات متحده يا کوبا برعليه يکديگر وجود ندارد برخی منابع اپيدمی بيماری تب دنگوی سال ۱۹۸۱ را نشانه ای از بايوتروريسم آمريکا بر عليه آمريکای لاتين دانسته اند. برای مقابله با ويروس تب دانگوی، کوبا توانست برای اولين بار و در سطح انبوه پروتئين انترفرون را برای درمان اين بيماری توسط مهندسی ژنتيکی توليد انبوه کنيد. اين خود بزرگ ترين پيشرفت کوبا درزمينه ی بيوتکنولوژی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علاوه بر اين واکسن مننژيت ساخت کوبا امروزه در سر تا سر آمريکای شمالی مورد استفاده قرار می گيرد. هم چنين مسئولين بهداشت کوبا امروز توانسته اند علاوه بر ريشه کن کردن بيماری های فلج اطفال، سل، طب تئفوئيد، و ديفتری، واکسن بيماری های مننژيت.ب و هپاتيت.ب را توليد کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کوبا از سال ۱۹۵۹ در بالابردن شاخص اميد به زندگی و پايين آوردن شاخص مرگ و مير نو زادان پيشرفت های چشمگيری بدست آورده است. بنا به آمار سازمان بهداشت جهانی شاخص اميد به زندگی در مردان و زنان کوبايی برابر با همان شاخص ها در ايالات متحده به ترتيب ۷۵ سال و ۸۰ سال است. آمار مرگ و مير نوزادان در کوبا ۶.۵ در هر هزار نوزاد با کشور کانادا و درميان ثروتمندترين کشورهای غربی رقابت می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کوبا سعی دارد که بيوتکنولوژی را تبديل به صنعت اول خود کند. در پی همين سياست درآمد خالص حاصل از صدور محصولات صنعت بيوتکنولوژی کوبا از ۱۳۰ ميليون دلار در سال ۱۹۹۸ با ۴۲% افزايش به ۳۰۰ ميليون دلار در سال ۲۰۰۵ رسيده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بهداشت سوسياليستی؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از کوبا بارها توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان نمونه برتر بهداشت تقدير شده است. در مهم ترين اين تقديرها سازمان بهداشت جهانی بعد از آن که در سال ۱۹۸۸استاندارد های را برای بهينه سازی بهداشت جهانی تا سال ۲۰۰۰ اعلام کرد، به فيدل کاسترو به عنوان رهبر کشوری که به اين استانداردها در همان سال ۱۹۸۸ دست يافته مدال &quot;بهداشت برای همه&quot; را اهدا کرد. در سال ۱۹۹۸ اين مدال برای بار دوم به کاسترو تعلق گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به اين ترتيب و با در نظر گرفتن آن چه گفته شد به نظر می رسد بتوان دولت کوبا را حداقل در زمينه ی بهداشت و درمان بسيار موفق ارزيابی کرد. با اين حال معلوم نيست اين خدمات بهداشتی استثنايی در ميان کشورهای جهان سوم، خصوصا در غياب احتمالی فيدل کاسترو، تا کی بتواند از گزند بازار آزاد در امان بماند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 08:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماه تنبلي و تنبل پروري</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description> بيخود نيست به اين ماه رمضان مي گويند ماه مبارك .اگر من هم در اين ماه يك ساعت دير سركار مي رفتم و يك ساعت و نيم هم زودتر برمي گشتم و روزهاي قدر هم تا لنگ ظهر مي گرفتم مي خوابيدم لابد اين ماه را مبارك مي ديدم. فكر نمي كنم در دوره شاه سلطان حسين صفوي هم،چنين تنبل پروري و ترويج خرافه و جهلي در جريان بوده باشد. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اين ماه تنبلي و از زير كار در رفتن از جمله مشاغلي كه بي نصيب! ماندند پزشكان و پرستاران هستند كه همانند سابق،  شيفت ها همان است كه بود بدون هيچ تغيير و تاخيري. پارسال با وعده پول  قرار بود جبران گردد كه البته پولي دركار نبود.امسال حتي وعده اش را هم نداده اند! به هر روي به تشخيص هيات وزيران ، پزشكان و پرستاران  نيازي به &lt;A href=&quot;http://aftabnews.ir/vdcbzgb9.rhb5apiuur.html&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;فضايل و معنويت هاي ماه مبارك رمضان &quot;&lt;/STRONG&gt; &lt;/A&gt;ندارند. ولي اين از رذايل و بي اخلاقي هيات وزيران و پرزيدنت قلابي است كه چنين تبعيضي ميان كاركنان قايل مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 17:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توقعات</title>
<link>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۱- پاريس - رودخانه سن -يك قايق توريستي&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;توي يك قايق تفريحي با آدمهايي كه نه زبانشان يكي است نه فرهنگشان و نه نژادشان مشغول تماشاي سواحل رود سن و ديدني هاي خيره كننده پاريس هستم. دختري هندي با پسري اروپايي كمي آن طرف تر نشسته اند.مي بينمشان مشغول افعالي هستند كه اگر در مملكت اسلام رخ بدهد نيروي غيور انتظامي و تازگي ها گشت ارشاد حقشان را همان لحظه اول كف دستشان مي گذارد! بيچاره دكتر زهرا بني يعقوب ...چه آسان جانش را براي هيچ از دست داد... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نگاه نمي كنم ! ديدن لحظات خصوصي زندگي ديگران چه در فيلم و چه در عالم واقع برايم جالب نبوده و نيست.ديدني ها در ساحل است. نبايد لحظات را از دست داد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سرو صدايي توي قايق بلند مي شود. برمي گردم ببينم چه شده است...كسي روي زمين افتاده و چند نفري دورش جمع شده اند. جلو مي روم .اين شغل لعنتي هيچ وقت رهايم نمي كند! هميشه انگار در اورزانس هستم ...دختر حالش بد است.همان دختر هندي است.قبل از اينكه به بالينش بروم فكر مي كنم هيستريك است و دارد مثلا خودش را براي پسرك لوس مي كند! بس كه در بيمارستان خودمان زنان هيستريك ديده ام اين فكر به سرم مي زند.اما نزديك كه مي روم مي بينم نه دختر بيچاره رنگ به چهره ندارد.به مسوول قايق كه آنجا ايستاده مي گويم من پزشك هستم.برق شادي را در چشمهايش مي بينم.كنار مي كشند. هيچ وسيله اي ندارم. حالا به ضرورت داشتن كيفي مثل كيف دكتر ارنست پي مي برم! نبض راديال دختر را مي گيرم...مي گويم چشمهايش را باز كند.بي رمق بازمي كند. مي خواهد استفراغ كند به پسر مي گويم بنشاندش ...به مسوول قايق مي گويم بايد برسانندش به بيمارستان. دختر را به من مي سپارد و مي رود... من همانجا مي مانم. چند نفري كه آنجا هستند با نگراني و خيرخواهي به دختر بي نوا نگاه مي كنند. زني ژاپني بسته اي دستمال كاغذي جيبي به پسر تعارف مي كند. چند دقيقه بعد پليس مي آيد ...و آمبولانس. مسوول قايق به فرانسوي چيزهايي به مامور پليس مي گويد... به من اشاره مي كند كه  دختر را ويزيت كرده ام  و نبض بيمار راگرفته ام! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همين ها را به نيروهاي امداد هم مي گويد كه من دختر راديده ام و بازهم به نبض اشاره مي كند و... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پليس از من كارت شناسايي مي خواهد، براي اولين بار كارت نظام پزشكي به دردم مي خورد! چه عقلي به خرج داده اند سازمان نظام پزشكي كه نام و نشان وشماره را به انگليسي هم روي كارت نوشته اند ! مامورها صورتجلسه اي مي نويسند پاسپورت دختر را مي گيرند.چيزهايي يادداشت مي كنند. اسم و مشخصات من را هم زير برگه مي نويسند و مي روند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مسوول قايق تشكر مي كند ، پسر هم مي آيد و تشكر مي كند ...برخوردشان جوري است كه انگار بيمار را از مرگ حتمي نجات داده ام! و كار بسيار مهمي انجام داده ام.احساس خوبي دارم از اينكه پزشك هستم ...اين از معدود دفعاتي است كه چنين احساسي دارم...!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چند روز بعد...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۲- مملكت امام زمان - بيمارستان خودمان- اورژانس&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پرستار سرآسيمه مي آيد توي اتاق : مريض بدحال آوردن&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به سرعت از جا مي پرم ومي روم به سمت مريض كه روي يك برانكار است.مي گويم كد ۹۹ را اعلام كنند بيمار رابه سرعت به اتاق احيا مي رسانند. عمليات احيا بلافاصله شروع مي شود. مريض پيرمرد ۷۰ ساله اي است كه براي دياليز به بيمارستان آمده و دچار ايست قلبي تنفسي شده است.احيا موفقيت آميز است.بعد از سعي و تلاش بسيار سفر آخرت پيرمرد لغو مي شود.بقيه اش را مي سپارم به متخصص داخلي و دوباره مي آيم توي اور‍ژانس.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شيفت دارد تمام مي شود هنوز ناهار نخورده ام براي ديدن يك بيمارديگر از راهرو اورژانس رد مي شوم. پيرمرد را روي تختي مي بينم مي پرسم حالت چطور است؟خوبي؟ سري به علامت مثبت تكان مي دهد. دختر بيمار به طرفم مي آيد. موقع احيا گريه مي كرد...ديدن اشكهايش كم مانده بود اشكم را دربياورد. مردن پدر و مادر ضربه بزرگي است حتي اگر هفتاد ساله و ازكار افتاده باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دختر راكه مي بينم فكر مي كنم مي خواهد تشكر كند... لبخندي مي زنم ...ولي قيافه اش دوستانه نيست! تند و برافروخته مي گويد چرا مواظب نبوديد ؟ من كه گفتم بابام دياليزيه... حالا فيستولش خراب شده ...فشارسنج را بسته بودند به همان دستش كه فيستول داره...دود از كله ام بلند مي شود...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمي دانم !شايد اين سفر فرنگستان من را پرتوقع كرده!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 20:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pezeshk2008&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>pezeshk2008</dc:creator>
<guid>http://pezeshk2008.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
