در وبلاگ" برگی از دفترچه ی ایام" که نویسنده اش مهندس است مطلبی با عنوان گیر سه پیچ به پزشکان درج شده که لازم دیدم بی پاسخ نماند و پاسخی نوشتم برایش، که در زیر آمده است:
آقای مهندس عزیز! پزشکی را دست کم نگیر.این قیاس که کرده ای قیاس مع الفارق و بی ربط است. برای به دست آوردن گواهی پایه یک مجبور نیستی برای کنکور ریاضت بکشی.مجبور نیستی با یک میلیون نفر رقابت کنی مجبور نیستی بیش از 300 واحد دانشگاهی بگذرانی، مجبور نیستی کشیک بدهی و شب نخوابی را تحمل کنی مجبور نیستی با همه جور آدمی کار کنی.نیازی نیست که 19 سال و گاه 25 سال درس بخوانی.
این عنوان حق پزشکان است.ا نشان از دسترسی به درجه ای است که رسیدن به آن کار هرکسی نیست.نشان از احترام قائل شدن برای علم و درس خواندن و تلاش کردن است.
نمی دانم چرا وقتی مقام های سیاسی را با عنوان دکتر خطاب می کنند به تریج قبای کسی برنمی خوردو کسی نمی گوید این عنوان دکتربرای چیست؟! هر چند همه می دانیم این عنوان دکتربه نوعی مشروعیت دادن به قدرتمندان و سرآمد دانستن آنها حتی در عرصه علم است.حالا دیگر فرماندهان ارشد هم بعد از استعفا وبازنشستگی دکتر می شوند! سردارفلان و سرداربهمان ، دکترفلان و دکتر بهمان اند.کشتی گیر سابق دکتر است. عناوین دکتری که معلوم نیست از کجا آمده اند مثل نقل و نبات درمیان خواص توزیع می شود ، برای هیچ کس هم حساسیت زا نیست.اما وقتی عنوان دکتربرای پزشکان که لازمه کارشان است به آنها اطلاق شود توی ذوق نداشته خیلی ها می خورد و نویسندگان بی مایه و چرت نویس تلویزیون این موضوع را بارها دستمایه قرار می دهند تا دلشان خنک شود وعقده گشایی کنند.
یادمان نرود که واژه دکتر در وهله اول پزشک بودن را به ذهن متبادر می کند و در کشورهای دیگر اصلا به معنی پزشک به کار می رود. دکتر یک کلمه اعتماد آور است برای بیمار و یادآور مسولیت پزشک و اعتبار علمی اوست.در کجای این مساله طنزی وجود دارد؟ خطاب کردن پزشکان با عنوان دکتر چه مشکلی را برای جامعه به وجود آورده است که حالا به جد یا به زبان هزل و نه طنز با آن برخورد می شود؟
نمی گویم طنز، چرا که نه نام این قبیل سیاه بازی ها طنز است ونه چنین نویسندگان و کارگردان هایی رامی توان به مقام طنزپردازارتقاء داد.طنز وقتی طنز است که که پشت آن یک فهم انتقادی باشد.شعور و معرفتی که وضعیتی رنج آور و مزاحم را به زبان شوخی مطرح کند نه هر دلقک بازی احمقانه و مغرضانه ای که هدفش خنداندن است به هر قیمتی.
آقای ارسلان عزیز!می دانم و می دانید که پزشکی شغلی است ضروری ،واقعا سخت و پردردسر و پرمسوولیت.در هر جامعه ای که باشیم با هرنوع نظامی ،لازم است که این شغل تفاوت ها و امتیازاتی نسبت به مشاغل دیگر داشته باشد تا بخشی ار نیروی کار جامعه جذب آموزش پزشکی شود و این همه رنج و زحمت را برخود هموار کند و بخشی ازمسولیت جان جامعه راتقبل نماید.وگرنه چه دلیلی وچه انگیزه ای می ماند برای پزشک شدن؟! اگر قرار است هیچ تفاوتی با دیگران نداشته باشیم (حتی در یک عنوان که گفتنش برای کسی زحمتی ندارد وتعدی به حقوق دیگران به شمار نمی رود )چه لزومی دارد که برای کسب معاش وارد چنین عرصه پرزحمت و خطیری شویم؟ همه راننده وبقال و چقال ودلال می شویم که درآمدش هم از درآمد ما بیشتر است!
این فقط در مورد پزشکی هم مصداق ندارد و رشته های حساس و مهم دیگری نیز هستند که لازم است تفاوت و امتیاز آنها در جامعه محفوظ بماندکه از ذکر نام آنها درمی گذرم.
آقای عزیز شاید هم شما حق دارید!جامعه ما یک جامعه توده ای شده است .جامعه ای که تمایز بین افراد را در هیچ عرصه ای برنمی تابد. جامعه ای که همه را یک شکل می خواهد در برابر یک قدرت اصلی .قدرت باید متمرکز باشد در دست یکی و بقیه همانند و هم شکل و در عین حال فرمانبر و تسلیم و مطیع باشند .در این جامعه همه باید یک توده متراکم باشیم بی هیچ تشخصی و بی هیچ حق و حقوقی .همه مان فقط وظیفه داریم وتکلیف داریم برای فلان و بهمان بودن و شدن، بی هیچ چون و چرایی.پس باید هم اعتبار همه چیز زیر سوال برود و به هیچ کس و هیچ تشکل و گروهی اجازه ابراز وجود داده نشود!
مهندس شاید حق با شماست!در چنین جامعه ای یک چیز حرف اول را می زند آن هم پول است.گذشت و سپری شد دورانی که بیشترین منزلت و اعتبار اجتماعی از آن پزشکان و استادان دانشگاه و معلمان و تحصیلکردگان بود.حالا دیگر منزلت اجتماعی باپول است که به دست می آید. احترام تو در جامعه با میزان موجودی حساب بانکی ات و با مدل اتومبیلت ونوع لباس ات و گوشی موبایل ات سنجیده می شود.حتی مهم نیست این پول را از چه راهی به دست آورده باشی ؟ دزدی باشد یا کلاهبرداری ،با پشت هم اندازی و تبانی ، با فرصت طلبی و سوء استفاده از قدرت و وموقعیت، فرقی نمی کند تازه ممکن است برایت امتیاز هم محسوب شود.در تعریف ات می گویند فلانی آدم زرنگی است !چون فقط داشتن پول است که اهمیت دارد.
زحمت کشیدن و شرافتمدانه کار کردن افتخاری محسوب نمی شود فوقش می گویند فلانی مثل سگ جان می کند !یا اینکه فلانی آدم بی و دست و پایی است ،عرضه ندارد.کسی نمی گوید این فلانی کارگر استثمار می شود ، کار می کند اما حقش به او داده نمی شود .کسی کارفرما یا مدیر یا فلان مقام را تقبیح نمی کند.همه تسبیح گوی و ستایشگر پول و قدرت اند.
و دیگر معلوم است که در چنین جامعه ای به کار بردن عنوان علمی دکتر برای پزشکان یا مهندس و استاد زاید و مسخره به نظر می رسد.همه باید در این مسابقه پول درآوردن شرکت کنیم تا در این رقابت کثیف و غیر انسانی از دیگران عقب نمانیم.قله های قدرت و افتخار در انتهای این راه قرار گرفته اند!
در این مسابقه نه اخلاق هست نه انسانیت .راه هم مهم نیست از هر بی راهه ای که می خواهی برو فقط باید برسی و سریعتر برسی و بیشتر کسب کنی.
در پایان هم تبریک می گویم که احتمالا با این روشنگری رسانه ملی یکی از مشکلات عمده مملکت مطرح و برطرف گردید!
