وکيل شجاعی آخرين لحظات قبل از اعدام را اينچنين برای ديده بان حقوق بشر توصيف کرد: "وقتی که جمعيت زيادی بيرون زندان بودند که بسياری به دست وپای انها افتادند که اوليای دم از اعدام بهنود بگذرند. آنها اعلام کردند که گذشت خواهند کردند. جو خيلی آرام شد. حدود سيصد نفر آنجا بودند. ما داخل رفتيم بعد صورتجلسه اجرای حکم را نوشتند. بهنود را آوردند. او به دست وپای اوليای دم افتاد وخواهش وتمنا کرد. او به مادر مقتول گفت که من مادر ندارم شما برای من مادر کنيد وگذشت کنيد از اعدام من. بعد مادرش گفت که من بايد طناب دار را گردن تو ببينم. ما را داخل يک سالنی بردند وطناب دار را گردنش انداختند. خيلی ها آنجا بودند واز آنها خواهش کردند رضايت بدهند. مادر وپدر مقتول چارپايه را محکم از زير پای بهنود کشيدند. او ديگر نفس نکشيد. خانواده بهنود بيرون زندان منتظر بودند. تا زمانی که مادر احسان چارپايه را از زير پای بهنود نکشيده بود فکر می کردم می خواهد فقط طناب دار را گردنش بيندازد واين صحنه را ببيند. باورم نمی شد که يک دفعه چارپايه را از زير پايش خالی کند واعدام کند.."
چه ديوهايي بايد باشند مادر و پدر آن جوان مقتول كه پس از ۴ سال آتش كينه شان هنوز آن چنان شعله ور است كه جان جوان ديگري (بهنود شجاعي) را چنين به آساني و خونسردي مي گيرند.توحشي بي نظير و رعب آور . مي ترسم از زندگي در جامعه اي كه چنين ديوهايي در خود پرورده است.
راستي اين قاتل ديوانه ي بي رحم را كه با پشتيباني يك سيستم ظالم و بي رحم تر ، چهارپايه از زير پاي انساني ديگر مي كشد چه كسي بايد مجازات كند؟
بدون ترديد اعدام بهنود شجاعي هيچ تفاوتي با قتل برنامه ريزي شده و با نقشه قبلي ندارد. اين قتل را چه كسي و چه دستگاهي بايد پيگيري و مجازات كند؟

