تبليغاتX
شرح حال

شرح حال

يادداشت هاي دكتر س

 

انقلاب كوبا ،دست كم در زمينه بهداشت و درمان انقلاب موفقي بوده و دستاوردهاي مهمي داشته است.مقاله زير را به طور اتفاقي در سايت زندگي ديدم.

بهداشت و درمان در کوبای سوسياليست

كامبيز ك

بر مبنای آن چه اصل سوسياليستی دسترسی‌ عادلانه‌ کليه اعضای جامعه‌ به‌ خدمات بهداشتی دانسته شده، حقوق بشر در کوبا شامل بهداشت و درمان رايگان برای همگان است. به همين دليل از سال ۱۹۵۹ با انقلاب کوبا 'دولت انقلابی' دست به اصلاح سيستم بهداشت و درمان اين کشور زد که با تاکيد بر روش های پيشگيری از بيماری، کوبا را به يکی از موفق ترين کشورها در مدريت بهداشت عمومی تبديل کرد.

اساس ارائه اين خدمات بهداشتی و درمانی بر پيشگيری بيماری با بهينه سازی بهياری در سطح محلی و سرمايه گذاری در آموزش های بهداشتی به عموم مردم است.

نهاد های بهداشتی در کوبا به سه قسمت عمده تقسيم می شوند. سيستم بهداشت کوبا امروز در سطح اوليه مراکز درمانی، شامل بيمارستان های تخصصی پزشکی است که ۲۵ تا 30 هزار کوبايی را پوشش می دهند. بيمارستان های استانی که شامل پلی کلينيک های تخصصی، سی سی يو، آی سی يو، و اورژانس هستند، برای هر ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کوبايی خدمات درمانی ارايه می کنند.

بهداشت در کوبا در سال های دهه شصت ميلادی بر مبنای مديريت و درمان بيماری ها در بيمارستان ها آغاز شد و در دهه های هفتاد و هشتاد ميلادی به سمت پيش گيری بيماری ها در سطوح محلی ترقی پيدا کرد. به اين ترتيب اکنون برای هر ۶۰۰ کوبايی يک تيم پزشکی مجهز شامل پزشک خانوادگی، پرستار، و مددکاران اجتماعی در پايگاه های بهداشتی محله ای معين شده اند.

موفقيت سيستم بهداشتی کوبا در بهينه سازی ارتباط اين تيم های کوچک پزشکی با خانواده های ساکن هر محله هست که با دادن آموزش های بهداشتی، مراقبت های تشخيصی، مراقبت های اوليه، مراقبت از زنان باردار، و تنظيم خانواده برای پيشگيری و تشخيص بيماری تلاش می کنند.

وضعيت بهداشت در کوبا

بسياری از متنقدين نسبت بالای هزينه تربيت پزشکان، که پانزده درصد ميزان تولد ناخالص ملی را تشکيل می دهد، را اتلاف سرمايه ملی و غير ضروری می دانند. در حالی که کوبا که دارای رتبه سوم تعداد پزشک برای هر شهروند نسبت به هر کشور ديگری در جهان است، با تربيت مازاد متخصصين بهداشت به يکی از صادر کنندگان پزشک و خدمات درمانی به ساير کشور های در حال توسعه مبدل شده است.

به عنوان مثال در سال ۲۰۰۴ ميلادی دولت کوبا و ونزوئلا يک برنامه انسان دوستانه برای درمان بيماری های چشم در آمريکای لاتين و کارائيب را آغاز کردند. "عمليات معجزه" يک پروژه ده ساله است که با هدف ريشه کن کردن بيمارهای چشم در سطح آمريکا لاتين تا کنون 250 هزار نفر را تحت پوشش قرار داده است.

بيماران چشم هر ساله برای انجام عمل جراحی به کوبا می روند و دولت کوبا در مقابل اين خدمات از دولت ونزوئلا روزانه نود هزار بشکه نفت با قيمت پايين دريافت می کند. اين در حالی است که با فرو پاشی اتحاد جماهير شوروی، کوبا يک شبه از هشتاد و پنج درصد تجارت خود و شش ميليارد دلار رايانه ی سالانه شوروی محروم شده است.

با توجه به گزارش های سازمان ايدز حقوق بشر، در سال ۲۰۰۳ در کوبا ۳۳۰۰ مبتلا به بيماری ايدز زندگی می کنند که اين رقم پايين ترين در قاره آمريکا و يکی از پايين ترين ها در جهان است. دولت کوبا در طی دهه ی هشتاد، در ميان انتقاد شديد مجامع بين المللی، برای پيشگری از ايدزآزمايش های سراسری اچ آی وی را اجباری و مبتلايان به اين بيماری را در آسايشگاهای مخصوص قرنطينه کرد.

از سال ۱۹۹۳ به دنبال فشار های بين الملل کوبا شرايط بازگشت به زندگی عادی را برای اين بيماران فراهم کرده است. امروزه مبتلايان به ويروس اچ.آی.وی ناچارند که دوره های سه ماهه آموزشی را در آسايشگاه های مخصوص بگذارانند و تنها به شرط اينکه ليست تمامی شريک های جنسی خود را در اختيار مسئولين بهداشت قرار بدهند است که اجازه ترک آسايشگاه را دارند.

مهمترين پيشرفت کوبا در مبارزه با ايدز ساخت بومی شش نوع مختلف دارو های ضد رترو-ويروس هاست. با وجود تحريم های دارويی ايالات متحده، کوبا امروزه موق ترين کشوردر حال توسعه برای توليد و صدور واکسن های رترو-يروسی و با قيمتی بسيار پايين تر از صنايع داروسازی ايالات متحده است.

بيوتکنولوژی: نگاه کوبا به آينده

با پشرفت های کوبا در علوم پزشکی و بيو تکنولوژی ايالات متحده به شدت در مورد خطر استفاده اين کشور از سلاح های ميکروبی ابراز نگرانی کرده و به همين خاطرکوبا درليست دولت های تروريست واشنگتن قرار گرفته است. اين در حالی است که کوبا خود می تواند هدف چنين حملاتی قرار گيرد. در همين حال بايد توجه کرد تحريم های اقتصادی واشنگتن که شامل دارو هم می شود، کوبا را ناچار ساخته که از دانشمندان بومی برای توسعه صنعت داروسازی و بيوتکنولوژيک استفاده کند.

شايان ذکر است علی رغم آن که هيچ شاهد رسمی بر استفاده بايوتروريسم توسط ايالات متحده يا کوبا برعليه يکديگر وجود ندارد برخی منابع اپيدمی بيماری تب دنگوی سال ۱۹۸۱ را نشانه ای از بايوتروريسم آمريکا بر عليه آمريکای لاتين دانسته اند. برای مقابله با ويروس تب دانگوی، کوبا توانست برای اولين بار و در سطح انبوه پروتئين انترفرون را برای درمان اين بيماری توسط مهندسی ژنتيکی توليد انبوه کنيد. اين خود بزرگ ترين پيشرفت کوبا درزمينه ی بيوتکنولوژی است.

علاوه بر اين واکسن مننژيت ساخت کوبا امروزه در سر تا سر آمريکای شمالی مورد استفاده قرار می گيرد. هم چنين مسئولين بهداشت کوبا امروز توانسته اند علاوه بر ريشه کن کردن بيماری های فلج اطفال، سل، طب تئفوئيد، و ديفتری، واکسن بيماری های مننژيت.ب و هپاتيت.ب را توليد کنند.

کوبا از سال ۱۹۵۹ در بالابردن شاخص اميد به زندگی و پايين آوردن شاخص مرگ و مير نو زادان پيشرفت های چشمگيری بدست آورده است. بنا به آمار سازمان بهداشت جهانی شاخص اميد به زندگی در مردان و زنان کوبايی برابر با همان شاخص ها در ايالات متحده به ترتيب ۷۵ سال و ۸۰ سال است. آمار مرگ و مير نوزادان در کوبا ۶.۵ در هر هزار نوزاد با کشور کانادا و درميان ثروتمندترين کشورهای غربی رقابت می کند.

کوبا سعی دارد که بيوتکنولوژی را تبديل به صنعت اول خود کند. در پی همين سياست درآمد خالص حاصل از صدور محصولات صنعت بيوتکنولوژی کوبا از ۱۳۰ ميليون دلار در سال ۱۹۹۸ با ۴۲% افزايش به ۳۰۰ ميليون دلار در سال ۲۰۰۵ رسيده است.

بهداشت سوسياليستی؟

از کوبا بارها توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان نمونه برتر بهداشت تقدير شده است. در مهم ترين اين تقديرها سازمان بهداشت جهانی بعد از آن که در سال ۱۹۸۸استاندارد های را برای بهينه سازی بهداشت جهانی تا سال ۲۰۰۰ اعلام کرد، به فيدل کاسترو به عنوان رهبر کشوری که به اين استانداردها در همان سال ۱۹۸۸ دست يافته مدال "بهداشت برای همه" را اهدا کرد. در سال ۱۹۹۸ اين مدال برای بار دوم به کاسترو تعلق گرفت.

به اين ترتيب و با در نظر گرفتن آن چه گفته شد به نظر می رسد بتوان دولت کوبا را حداقل در زمينه ی بهداشت و درمان بسيار موفق ارزيابی کرد. با اين حال معلوم نيست اين خدمات بهداشتی استثنايی در ميان کشورهای جهان سوم، خصوصا در غياب احتمالی فيدل کاسترو، تا کی بتواند از گزند بازار آزاد در امان بماند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط دكتر س   | 

 بيخود نيست به اين ماه رمضان مي گويند ماه مبارك .اگر من هم در اين ماه يك ساعت دير سركار مي رفتم و يك ساعت و نيم هم زودتر برمي گشتم و روزهاي قدر هم تا لنگ ظهر مي گرفتم مي خوابيدم لابد اين ماه را مبارك مي ديدم. فكر نمي كنم در دوره شاه سلطان حسين صفوي هم،چنين تنبل پروري و ترويج خرافه و جهلي در جريان بوده باشد.

در اين ماه تنبلي و از زير كار در رفتن از جمله مشاغلي كه بي نصيب! ماندند پزشكان و پرستاران هستند كه همانند سابق،  شيفت ها همان است كه بود بدون هيچ تغيير و تاخيري. پارسال با وعده پول  قرار بود جبران گردد كه البته پولي دركار نبود.امسال حتي وعده اش را هم نداده اند! به هر روي به تشخيص هيات وزيران ، پزشكان و پرستاران  نيازي به "فضايل و معنويت هاي ماه مبارك رمضان " ندارند. ولي اين از رذايل و بي اخلاقي هيات وزيران و پرزيدنت قلابي است كه چنين تبعيضي ميان كاركنان قايل مي شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

۱- پاريس - رودخانه سن -يك قايق توريستي 

توي يك قايق تفريحي با آدمهايي كه نه زبانشان يكي است نه فرهنگشان و نه نژادشان مشغول تماشاي سواحل رود سن و ديدني هاي خيره كننده پاريس هستم. دختري هندي با پسري اروپايي كمي آن طرف تر نشسته اند.مي بينمشان مشغول افعالي هستند كه اگر در مملكت اسلام رخ بدهد نيروي غيور انتظامي و تازگي ها گشت ارشاد حقشان را همان لحظه اول كف دستشان مي گذارد! بيچاره دكتر زهرا بني يعقوب ...چه آسان جانش را براي هيچ از دست داد...

نگاه نمي كنم ! ديدن لحظات خصوصي زندگي ديگران چه در فيلم و چه در عالم واقع برايم جالب نبوده و نيست.ديدني ها در ساحل است. نبايد لحظات را از دست داد.

سرو صدايي توي قايق بلند مي شود. برمي گردم ببينم چه شده است...كسي روي زمين افتاده و چند نفري دورش جمع شده اند. جلو مي روم .اين شغل لعنتي هيچ وقت رهايم نمي كند! هميشه انگار در اورزانس هستم ...دختر حالش بد است.همان دختر هندي است.قبل از اينكه به بالينش بروم فكر مي كنم هيستريك است و دارد مثلا خودش را براي پسرك لوس مي كند! بس كه در بيمارستان خودمان زنان هيستريك ديده ام اين فكر به سرم مي زند.اما نزديك كه مي روم مي بينم نه دختر بيچاره رنگ به چهره ندارد.به مسوول قايق كه آنجا ايستاده مي گويم من پزشك هستم.برق شادي را در چشمهايش مي بينم.كنار مي كشند. هيچ وسيله اي ندارم. حالا به ضرورت داشتن كيفي مثل كيف دكتر ارنست پي مي برم! نبض راديال دختر را مي گيرم...مي گويم چشمهايش را باز كند.بي رمق بازمي كند. مي خواهد استفراغ كند به پسر مي گويم بنشاندش ...به مسوول قايق مي گويم بايد برسانندش به بيمارستان. دختر را به من مي سپارد و مي رود... من همانجا مي مانم. چند نفري كه آنجا هستند با نگراني و خيرخواهي به دختر بي نوا نگاه مي كنند. زني ژاپني بسته اي دستمال كاغذي جيبي به پسر تعارف مي كند. چند دقيقه بعد پليس مي آيد ...و آمبولانس. مسوول قايق به فرانسوي چيزهايي به مامور پليس مي گويد... به من اشاره مي كند كه  دختر را ويزيت كرده ام  و نبض بيمار راگرفته ام!

همين ها را به نيروهاي امداد هم مي گويد كه من دختر راديده ام و بازهم به نبض اشاره مي كند و...

پليس از من كارت شناسايي مي خواهد، براي اولين بار كارت نظام پزشكي به دردم مي خورد! چه عقلي به خرج داده اند سازمان نظام پزشكي كه نام و نشان وشماره را به انگليسي هم روي كارت نوشته اند ! مامورها صورتجلسه اي مي نويسند پاسپورت دختر را مي گيرند.چيزهايي يادداشت مي كنند. اسم و مشخصات من را هم زير برگه مي نويسند و مي روند.

مسوول قايق تشكر مي كند ، پسر هم مي آيد و تشكر مي كند ...برخوردشان جوري است كه انگار بيمار را از مرگ حتمي نجات داده ام! و كار بسيار مهمي انجام داده ام.احساس خوبي دارم از اينكه پزشك هستم ...اين از معدود دفعاتي است كه چنين احساسي دارم...!

چند روز بعد...

۲- مملكت امام زمان - بيمارستان خودمان- اورژانس

پرستار سرآسيمه مي آيد توي اتاق : مريض بدحال آوردن

به سرعت از جا مي پرم ومي روم به سمت مريض كه روي يك برانكار است.مي گويم كد ۹۹ را اعلام كنند بيمار رابه سرعت به اتاق احيا مي رسانند. عمليات احيا بلافاصله شروع مي شود. مريض پيرمرد ۷۰ ساله اي است كه براي دياليز به بيمارستان آمده و دچار ايست قلبي تنفسي شده است.احيا موفقيت آميز است.بعد از سعي و تلاش بسيار سفر آخرت پيرمرد لغو مي شود.بقيه اش را مي سپارم به متخصص داخلي و دوباره مي آيم توي اور‍ژانس.

شيفت دارد تمام مي شود هنوز ناهار نخورده ام براي ديدن يك بيمارديگر از راهرو اورژانس رد مي شوم. پيرمرد را روي تختي مي بينم مي پرسم حالت چطور است؟خوبي؟ سري به علامت مثبت تكان مي دهد. دختر بيمار به طرفم مي آيد. موقع احيا گريه مي كرد...ديدن اشكهايش كم مانده بود اشكم را دربياورد. مردن پدر و مادر ضربه بزرگي است حتي اگر هفتاد ساله و ازكار افتاده باشد.

دختر راكه مي بينم فكر مي كنم مي خواهد تشكر كند... لبخندي مي زنم ...ولي قيافه اش دوستانه نيست! تند و برافروخته مي گويد چرا مواظب نبوديد ؟ من كه گفتم بابام دياليزيه... حالا فيستولش خراب شده ...فشارسنج را بسته بودند به همان دستش كه فيستول داره...دود از كله ام بلند مي شود...

نمي دانم !شايد اين سفر فرنگستان من را پرتوقع كرده!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

هر نظري كه به نام دكتر س در وبلاگهاي ديگر درباره موضوعاتي كه دغدغه جريان اقتدارگرا و سركوبگر است نوشته شده جعلي است. فردي كه مي خواهد عقايد احمقانه اش را به نام من تبليغ كند در طي يكي دوماه گذشته اقدام به گذاشتن كامنتهايي از جانب من درباره موضوعات گوناگون از جمله روزه و قيام مردمي اخير نموده كه در اين وبلاگ ،آنها را تكذيب نموده و از وبلاگنويسان محترم تقاضا دارم آنها را حذف نمايند.

اين فرد نه وجدان دارد نه به اخلاق پايبند است و نه به هيچ چيز ديگر. براي او وهمفكرانش هدف وسيله را توجيه مي كند.حالا اين وسيله هرچقدر كه مي خواهد كثيف و غيرانساني و غيراخلاقي باشد.مي خواهد جعل و دروغ باشد يا حذف و شكنجه واعتراف گيري و قتل .در دنياي مجازي باشد يا در دنياي واقعي.

من نمي دانم چه نيازي هست كه براي تبليغ روزه كه يك مساله مذهبي است بايد به نظر دكتر س و دروغ نوشتن از قول او متوسل شد؟! يا براي آن كودتاي سياه و تقلب و راه انداختن تبليغ عليه موسوي و كروبي و اغتشاش گر! و سركوب و خفقان چه نيازي به تاييد جعلي و دروغين از قول يك  وبلاگنويس گمنام مثل من وجود دارد؟ !

مي دانم آن نظرات صريح من درباره روزه و موضع گيري درباره موضوعات مختلف از جمله حوادث بعد از انتخابات است كه اين مومن و ذوب شده ي راه گم كرده را به تقلايي چنين وقيحانه و بي شرمانه انداخته است.

اين روش بوي تعفن و گند مي دهد و فقط از حاميان يك موجوديت متزلزل و مبتني بر دروغ و تقلب برمي آيد كه چنين حقيرانه و بزدلانه ، دست به لجن پراكني و دروغ پراكني عليه ديگران بزنند و به خيال خود از اعتبار افراد مستقل، براي كثيف ترين مقاصد هزينه كنند.

نوشتن اين نظرات جعلي توسط اين فرد يا افراد ،ظاهرا بعضي از دوستان را نيز به ترديد انداخته است.اما آن دوستان هم مي دانند عقلا و منطقا ،آنچه در وبلاگ شرح حال نوشته مي شود نظر واقعي من است و باقي جعل است و دروغ  كه از وقاحت و بي شرمي گمراهان سرسپرده  و خودفروخته برمي خيزد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

در رمضان بيمارستان: 

صبح ها :بوي بد دهان روزه داران !  ادامه دارد... 

 ظهرها: بيمارستان بي ناهار

شب ها: كشيك هاي شلوغ

نصف شب ها: بوي تهوع آور غذا

سال گذشته دو مطلب نوشتم درباره روزه و در رد فوايدي كه برخي پزشكان مدعي آن هستند.اين دو مطلب واكنش هايي را در پي داشت. خواندن دوباره آنها يادآوري خوبي است در اين ايام كه دوباره رمضان شده است.اين دو مطلب اين ها بودند:

روزه داری : ریاضت یا سلامت ؟!

من و رمضان و طبابت

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

مطلبي خواندم در وبلاگ آقا اجازه با عنوان "مرگ وجدان" كه توسط نويسنده وبلاگ به بهانه روز پزشك درج شده است.پزشكان البته به چنين نوازش هايي از سوي جامعه چه به صورت حضوري و چه در رسانه هاي مختلف عادت كرده اند و اين قبيل انتقادات تازگي ندارد.منبع اين مطلب سايت الف ذكر شده است اما من پاسخ را براي وبلاگ آقا اجازه كه مطلب را درآن خوانده ام مي نويسم. قبل از نوشتن پاسخ اين را هم بگويم كه  من  اين مطلب را بر مطالب لوس و بي مزه سركاري كه عموما در آنها الفاظ و كلماتي مثل سپيدجامگان و فرشتگان و دستهاي شفابخش و از اين دست تعارفات براي تبريك روز مجعول و بي فايده پزشك به كار مي رود ترجيح مي دهم.چون دست كم با پاسخ به آن مي توان برخي از دردها را شرح داد :

آقا اجازه ! براي من نيز به عنوان پزشك گاهي پيش آمده است كه به علت نبود تجهيزات و امكانات يا تخت خالي ،و چون كاري از دستم برنمی آمده ُبيمار را به جايی ديگر اعزام كرده ام يا ارجاع داده ام. از اين دست مشكلات در زندگي حرفه اي بسياري از پزشكان وجود دارد.

آقا اجازه !بي انصافي اي كه در مطلب مرگ وجدان بر پزشكان روا داشته شده است ،اين است كه به پزشك به عنوان فردي در يك مجموعه بزرگتر نگريسته نمي شود و از او به عنوان علت و مسبب معضلات و مشكلات بيماران ياد مي شود. بدبختانه گاه از سوي بيماران يا همراهان توقعات و انتظاراتي از پزشك وجود دارد   كه برآورده ساختن اشان درتوان او نيست يا مشكلاتي به پزشك نسبت داده مي شود كه كمتيرن نقشي در ايجاد آنها نداشته است. .بسياري از اين مشكلات كه به پزشكان نسبت داده مي شود به سيستم بهداشتي درماني معيوب و ناكارآمد كشور بازمي گردد كه مناسبات پولي و مادي را ميان بيمار و دسترسي او به خدمات درماني به وجود آورده است.با كمي تامل و مصرف انصاف مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين ديدگاه جزء نگر كه پزشك را عامل ستم بر بيمار مي داند منطبق بر واقعيات سيستم بهداشتي درماني نبوده و با اين طرز نگرش نه تنها گره اي از مشكلات گشوده نمي شود بلكه تنها به بدبين كردن و بي اعتماد كردن جامعه نسبت به پزشكان مي انجامد .

آقا اجازه بدهيد كه بگويم پزشكان هم مثل همه انسان هاي ديگر براي گذران زندگي خويش و به تناسب شغل و مسووليت خود به درآمد نياز دارند و اين چيز عجيب و غريب و توقع بي جايي نمي تواند باشد. من  عكس آن پزشك با اسكناس هايي در جيب روپوش سفيد  را بر فراز آن مطلب ،توهين آشكار به جامعه پزشكي مي دانم .  (من نعش آن بزرگوار را بر سر دار علامت استيلاي... )

آقا اجازه دوره ابن سينا و نگرفتن حق الزحمه و نداشتن چشمداشت مالي سالهاست سپري شده هرچند ابن سينا هم في سبيل الله كار نمي كرد و با آنكه منابع مالي ديگري داشت حق الزحمه مي گرفت! او از خانواده متمولي بود و خود نيز در دستگاه حاكمان يا طبيب مخصوص بود يا وزير و ...

آقا اجازه ! مادر عصر سرمايه داري هستيم .در دوراني كه هركس مجبور است براي ادامه زندگي نيروي كار خود رابفروشد و پزشكان هم مثل بقيه مجبور به اين كار هستند.با اين وصف ،اين توقع كه پزشكان نبايد چشمداشت مالي داشته باشند چندان معقول و منطقي به نظر نمي رسد.

آقا اجازه ! در مورد زير ميزي گرفتن پزشكان با آنكه در ذهن خود آن را كار كثيف و ضداخلاقي مي دانم اما وقتي منصفانه به موضوع نگاه مي كنم به آن پزشك حق مي دهم كه در شرايطي كه  تعرفه هاي درماني آن قدر غيرواقعي و گاه كسر ناچيزي از دستمزد واقعي يك پزشك هستند به چنين عملي متوسل شود. واقعيت آن است كه  از نظر مسوولان دخيل در تعيين تعرفه ها و هزينه هاي درمان ،براي راضي نگهداشتن مردم ، مقرون به صرفه ترين و كم دردسرترين راه، كاهش ميزان تعرفه هاي هاي پزشكي و غيرواقعي و غيرمنطقي كردن آنها است كه صرفا به ضرر پزشكان و اجحاف به آنهاست. اين در سكون نگداشتن تعرفه هاي پزشكي يا افزايش نامتناسب و غير واقعي آنها در شرايطي رخ مي دهد كه هزينه دارو و روش هاي پاراكلينيك روز به روز و همزمان با ساير كالاها در حال ترقي و افزايش است. بديهي است كه هزينه هاي جانبي درمان (دارو ،آزمايشگاه و ...) در مقايسه با قيمت تعرفه هاي پزشكان ،فشار مالي به مراتب بيشتري را بر بيماران وارد مي كند. اگر مسوولان محترم دلشان به حال بيماران سوخته بود فكري به حال اين موضوع  مي كردند ،نه به گرده ي پزشكان ژست خيرخواهي و انسان دوستي بگيرند.

و يك نكته ديگر اين كه ،در مورد تعيين وضعيت بيمار هم  درست تر  وعلمي تر اين است كه به قطعيت اظهار نظر نكرد ، چون گاهي وضعيت بيمار واقعا قابل پيش بيني نيست و گفتن احتمالات ممكن است باعث نگراني يا دل خوش كردن بي سبب بيماران يا بستگانشان گردد.

آقا اجازه ! من پزشكان را قديس نمي دانم و شايد در ميان همكاران ما كساني وجود داشته باشند كه با شرايط سخت كنوني مجبور به برخي اعمال و افعال گردند اما معتقدم مقصر اصلي در اين ميان نه پزشكان كه كل سيستم است و تنها با بهبود آن است كه مي توان اميد داشت وضعيت كنوني تغيير يابد.و آيا چنين اتفاقي خواهد افتاد...؟!

آقا اجازه! وجدان ما نه مرده و نه خوابيده است ولي از دست وجدان ما كاري برنمي آيد و به همين رو در عذاب است.

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط دكتر س   |