تبليغاتX
شرح حال

شرح حال

يادداشت هاي دكتر س

نوروز:اعضاء هيات علمی و پزشکان و دندان پزشکان دانشگاه علوم پزشکی تهران در اعتراض به بازداشتهای فعالان سياسی در محوطه بيمارستان شريعتی تجمع کردند.

در اين تجمع که با حضور حدود ۲۰۰ نفر از اعضاء هيأت علمی و پزشکان و دندانپزشکان دانشگاه علوم پزشکی تهران در محوطۀ بيمارستان شريعتی برگزار شد خانم دکتر وجيهۀ مرصوصی عضو هيأت علمی بخش زنان و همسر دکتر سعيد حجاريان که با وضع جسمی نامناسبی که دارد حدود ۲۵ روز است در بازداشت می باشد در سخنرانی کوتاه خود به پيشينۀ درخشان همسرش در انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی اشاره کرد و وی را فردی متدين و وارسته که جز به اعتلای نظام و حفظ ارزشهای والای انقلاب اسلامی نمی انديشد معرفی و از رفتاری که با وی می شود اعلام انزجار نمود.

همچنين همسر دکترعلی تاجرنيا از همسرش که يک دندانپزشک است و وی نيز از ۲۵ روز پيش در بازداشت بسر می برد ياد کرد و گفت قصد داشتم نکاتی را در مورد پيگيری هايی که کرده ايم در اينجا بيان کتم اما ديشب فردی که خود را نماينده وزارت اطلاعات معرفی می کرد با من تماس گرفت و از من خواست در اين تجمع شرکت و نيز سخنرانی نکنم.من به او گفتم من منع قانونی برای شرکت در اين تجمع ندارم و آمدم ولی بنا بر ملاحظاتی از تفصيل سخن دراينجا خودداری می کنم به گزارش نوروز، در پايان اين تجمع قطعنامه ای صادر شد که متن کامل آن به شرح زير می باشد:

بسمه تعالی

فرازی از وصيت نامه حضرت علی (ع) : کونوا لالظالم خصماً و لالمظلوم عوناً

آنچه در ايام اخير ودر جريان انتخابات دهم رياست جمهوری در ميهن عزيزمان ايران و بر ملت شريف اين مرز و بوم گذشت بر همگان روشن و در تاريخ ايران زمين خاطره ای تاريک خواهد ماند . جوانان و مردمی که با شور و شوق به صحنه آمده بودند تا سرنوشت روشنی را برای خويش رقم بزنند با انواع روشها و برخوردهای غير قانونی وسرکوب مواجه شدند . مردم پر اميدی که ادامه شرايط موجود و دولت حاکم را در اندازه ها و شان ملت عزيز و سرزمين بزرگ ايران نمی دانستند برای تغيير اين شرايط و ايجاد دولتی بهتر و همطراز نام ايران سر بلند به عرصه انتخابات قدم نهادند . اما آنچه اتفاق افتاد فرصتها را بر باد داد و اميد ها را به ياس مبدل ساخت . تخلفات گسترده و بی سابقه ، توزيع پول و سهام برای خريد رای ، دخالت نهادهای نظامی ، تهمت و توهين به افراد ، جهت گيری و حمايت علنی مسئولين واعضای شورای نگهبان ( که قائدتاً بايد داور بی طرف انتخابات باشند ) از يکی کانديداها ، جهت گيری و حمايت يک طرفه رسانه ملی ، بستن روزنامه ها و قطع ارتباط مردم ، سوء استفاده بی حد از امکانات دولتی برای تبليغات انتخاباتی و .... ونهايتا تخلفات و تقلب گسترده در روز انتخابات و در تجميع آراء، همه و همه نه تنها انتخابات بلکه جمهوريت ، مردم سالاری ، آزادی و حتی مبانی اسلامی رابه زير سئوال برد .

آنچه مايه تأسف بيشتر شد اين بود که اعتراضات آرام و به حق والبته گسترده مردم به اين روند با سرکوبی خشونت بار و تهديد و زندانی کردن مردم و و چهره های شاخص سياسی و قطع ارتباطات ، توهين به مردم و خس و حاشاک خواندنشان و امنيتی کردن شديد فضای کشور مواجه شده است . حمله وحشيانه به کوی دانشگاه ، ضرب وشتم و کشتار مردم در خيابانها ، ورود و حمله به منازل مسکونی و ايجاد رعب و وحشت و تخريب توسط عناصر مشخص و پديده ای به نام لباس شخصی ها با چه منطق انسانی و اسلامی سازگار است ؟ امروز در سالگرد فاجعه هجده تير، اين سوال مطرح است که با مسببين و عوامل آن حادثه چه برخوردی شد ؟ اگر حمله عناصر مشخص به کوی دانشگاه خون به دلها کرده است پس با عوامل اين اقدام وحشيانه چه برخوردی شده است ، آيا احدی از اين افراد دستگير و مجازات شده اند ؟

ما به عنوان جمعی از اعضای هيئت علمی دانشگاهها و پزشکان کشور ضمن اعتراض جدی به ادامه اين روند ظالمانه موارد ذيل را به عنوان حداقل خواسته های خود در شرايط کنونی اعلام نموده و تا نيل به مقصود از طريق روشهای قانونی و مدنی به اعتراض خود ادامه خواهيم داد :

۱. انتخابات دهم رياست جمهوری بدليل تخلفات متعدد و گسترده از نظر اکثريت ملت ايران مورد سئوال وابهام جدی قرار دارد و ضروريست که هيئتی بی طرف و مور قبول همه کانديدها با اختيار کافی تمام مراحل انتخاباتی را بررسی و نظر نهايی خود را به ملت شريف ايران اعلام نمايد .

بديهی است که شورای نگهبان به دليل سوابق رد صلاحيتهای گسترده مردم شريف در انتخابات قبلی و اعلام حمايت علنی بسياری از اعضاء آن در جريان انتخابات دهم از يکی از کانديدها نمی تواند مرجع رسيدگی و داوری و نهايتا تثبيت مشروعيت سياسی دولت حاکم باشد .

۲. آزادی بدون قيد و شرط همه بازداشت شدگان و زندانيانی سياسي، تقليل آلام خانواده شهدا ، رسيدگی به مجروحين و جبران خسارات آسيب ديدگان يکی از مطالبات اصلی و جدی ملت ايران است. چگونه ممکن است که فرزندان شريف مردم بدون هيچ گناهی و بر خلاف تمام ضوابط حقوقی و قانونی در بند باشند و صحبت از آرامش و رجوع به قانون شود . آيا نتيجه عدم برخورد دشمنانه با ملت و اشتباه نگرفتن دوست و دشمن اين است ؟

۳. ما خواستار رفع محدوديت های ارتباطی و اجتماعی و لغو محيط سانسور و تبليغات يکسويه رسانه ملی و امکان ايجاد تلويزيون خصوصی در کشور هستيم . واقعيت اين است که محيط سانسور شديد که از زمان انتخابات تا بحال ايجاد شده است و توقيف مطبوعات و کنترل شديد و انسداد ارتباط تلفنی و پيامکی و اينترنتی و .... نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نخواهد کرد بلکه باعث تشديد بی اعتمادی عمومی و رجوع افکار عمومی به رسانه های خارجی خواهد شد .

۴. ما ضمن حمايت از جناب آقای مهندس موسوی ، خواستار رفع محدوديت از ايشان و توجه به خواسته های بر حق ايشان در برگزاری تجمع و راهپيمايی و امکان ارتباط ايشان با مردم از طريق رسانه ملی و تجمع های قانونی هستنيم .

جمعی از اعضاء هيات علمی دانشگاههای علوم پزشکی و جامعه پزشکی


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

حقوق اروپایی مربوط به حرفۀ پزشکی  (به نقل از رادیو فرانسه)

 مادۀ 1- وظیفۀ پزشک، چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح، حکم می کند که مدافع سلامت جسمی و روانی انسان باشد و آلام او را با احترام به زندگی و منزلت انسانی اش تسکین بخشد و در این کار هیچگونه تبعیضی از نظر سن، نژاد،مذهب، ملیت، موقعیت اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیکی و یا هر دلیل دیگری قائل نشود.

 مادۀ 2- یک پزشک متعهد است که الزامات سلامت بیمار را در اولویت قرار دهد. بدین ترتیب پزشک موظف است که دانش حرفه ایش را تنها در راه بهبود یا حفظ سلامت بیمارانی که به او مراجعه کرده اند بکار گیرد. پزشک در هیچ شرایطی نمی تواند علیه بیمارانش اقدامی انجام دهد.

مادۀ 3- یک پزشک مطلقاً حق ندارد، در حین معالجۀ بیمار، عقاید شخصی، دیدگاه های فلسفی، ضوابط اخلاقی یا گرایش های سیاسیش را به بیمار تحمیل کند.

 مادۀ 5- یک پزشک، چه در مورد دادن توصیۀ پزشکی و چه در حین مداوای بیمار باید از آزادی کامل حرفه ای برخوردار باشد و تمام شرایط روحی و جسمی لازم برای اقدام در کمال استقلال برایش فراهم باشد. در صورت فقدان یا کمبود این شرایط بیمار باید از آن مطلع گردد.

مادۀ 6- زمانیکه پزشک در خدمت یک نهاد دولتی یا خصوصی قرار دارد و یا از جانب یک نهاد یا شخص ثالث در حال انجام مأموریت است، باید بیمار را از آن مطلع سازد.

 مادۀ 22 – یک پزشک هرگز نباید در اعمال شکنجه یا هرنوع عمل خشونت آمیز، غیر انسانی یا تحقیر آمیزی حضور یابد، در آن شرکت جوید و یا آن را بپذیرد. هرگونه استدلالی در توجیه این مشارکت، اعم از ارتکاب جرم توسط فرد مورد شکنجه، اتهامات وارده به او و یا عقایدش، مردود است. این ممنوعیت در هر شرایطی و نیز در زمان جنگ و یا در گیری های داخلی بر قوت خود باقیست.

مادۀ 23 – یک پزشک هرگز نمی تواند معلومات، شایستگی ها و مهارت هایش را در خدمت تسهیل اقداماتی همچون شکنجه یا هر رفتار خشونت بار، غیر انسانی یا تحقیر آمیزی قزاز دهد. بدیهی است که هیچ هدف و آرمانی نمی تواند این نوع اقدانات را توجیه کند.

مادۀ 25 - یک پزشک صرف نظر از این که به طورفردی مشغول انجام وظیفۀ حرفه ایش باشد و یا در چارچوب سازمان های دیگر موظف است همگان را از کمبودها چه در خصوص کیفیت مراقبت های پزشکی و چه در زمینۀ استقلال حرفه ای پزشکان آگاه سازد.

مادۀ 33 – یک پزشک صرف نظر از تخصصش، در صورت مواجهه با بیماری که در خطر فوری قرار دارد، موظف است مداوای فوری او را به عهده گیرد. مگر آنکه از حضور پزشکان دیگری که قادر به انجام این مداوا باشند اطمینان حاصل کرده باشد.

مادۀ 34 – پزشکی که مداوای یک بیمار را بعهده می گیرد، موظف است تداوم معالجه را، در صورت نیاز با کمک پزشکان دیگر، تضمین کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

متن کامل مصاحبه دکتر آرش حجازی با ‌‌بی بی سی :

پزشک ایرانی که در آخرین لحظات زندگی ندا آقا سلطان تلاش کرد جان او را نجات دهد در گفت و گو با بخش انگلیسی بی بی سی از آن لحظات گفت.

دکتر آرش حجازی که در دانشگاهی در جنوب انگلستان مشغول به تحصیل است گفت که در روز حادثه (شنبه ۳۰ خرداد)، پس از مشاهده تیر خوردن ندا به کمک او شتافت.

او گفت با وجود تلاش هایی که برای جلوگیری از خون ریزی کرد، ندا در کم تر از یک دقیقه جان سپرد.

فیلم ویدیویی که از لحظه مرگ ندا گرفته شده بود در اینترنت و شبکه های تلویزیونی سراسر دنیا پخش شد و او را به یکی از نمادهای اعتراضات اخیر ایران تبدیل کرد.

این روزها معترضان به حوادث اخیر ایران در سراسر جهان عکس های ندا را به دست می گیرند.

آقای حجازی توصیف کرد که چگونه عده ای از حاضران در صحنه برای مدتی کوتاه دور فرد بسیجی مسلحی را که به نظر می رسیده شلیک کردن به ندا را انکار نمی کند گرفتند.

او گفت که پس از این اتفاق سه شب نخوابیده است و می خواهد افشاگری کند تا مرگ ندا بی ثمر نماند.

آقای حجازی مطمئن نیست که پس از صحبت کردن در مورد مرگ خانم آقا سلطان بتواند به ایران باز گردد.

او در مورد روز حادثه گفت: "سر و صدا را در خیابان شنیدیم و تصمیم گرفتیم برویم و ببینیم چه خبر است. خیابان خسروی را تا انتها رفتیم و رسیدیم به خیابان کارگر، جایی که مردم جمع شده بودند. مأموران پلیس ضد شورش حدود پنجاه متر پائین تر با موتورسیکلت هایشان ایستاده بودند و مردم را عقب می راندند. ناگهان گاز اشک آور به میان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند".

آقای حجازی گفت که همزمان با پرتاب گاز اشک آور، مأموران هم با موتورسیکلت به سمت جمعیت حرکت کردند و جمعیت در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کردند: "ندا هم در میان آنها بود".

او گفت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی جمعیت به تدریج متفرق می شدند و فقط چند نفر ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند. "ناگهان صدای شلیکی شنیدیم. از دوستم که کنارم ایستاده بود پرسیدم که چی بود؟ گلوله بود؟ او گفت که می گویند گلوله های پلاستیکی می زنند. در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینه ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره می زند".

آقای حجازی همچنین به تلویزیون انگلیسی بی بی سی گفت که ابتدا گمان کرده که تیر اندازی از روی یک پشت بام انجام شده است. اما کمی بعد تظاهرات کنندگان را دیده است که مرد مسلح موتور سواری را گرفته اند.

"مردم فریاد می زدند "گرفتیمش، گرفتیمش". او را خلع سلاح کردند و کارت شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، گرفتند. مردم خیلی عصبانی بودند و او فریاد می زد:" نمی خواستم بکشمش." مردم نمی دانستند با او باید چکاربکنند و گذاشتند که برود. اما کارت شناسایی اش را گرفتند. کسانی هستند که می دانند او کیست. چند نفر هم از او عکس گرفتند".

آقای حجازی گفت می داند صحبت کردن در مورد آنچه اتفاق افتاده است او را به مخاطره می اندازد.

" تصمیم سختی بود که بیرون بیایم و در مورد این موضوع صحبت کنم، اما ندا برای دلیلی مرد. او برای حقوق ابتدایی می جنگید... نمی خواهم که خونش بی ثمر ریخته شده باشد".

او افزود: "او در خیابان مرد که چیزی بگوید".

آقای حجازی گفت فکر نمی کند که الان بتواند به ایران باز گردد.

"آنها هرچه من می گویم را تقبیح خواهند کرد و اتهامات دیگری به من خواهند زد. من هیچ وقت در سیاست نبودم. به خاطر نگاه معصومی که در چشمهای ندا بود، موقعیت خود را در خطر انداختم".

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

این روزها چیزی ندارم برای نوشتن. بیشتر می خوانم و در حسرت آنکه کاش می توانستم در خیابانها همراه مردمی باشم که اگر چه با آنها هم رای نبودم اما شجاعتشان من را در شگفت و بهت فرو برده.

انسانهای بی گناهی که خونشان خیابانهای شهر را رنگین کرده و مورد هجوم وحشی ترین و ددمنش ترین ماموران حال حاضر جهان قرار گرفته اند.

نمی توانم تاثرم را پنهان کنم از آن حمله وحشیانه به کوی دانشگاه تهران  و فاجعه کشته شدن آن دانشجویان نازنین .

من در انتخابات شرکت نکردم اما شجاعت میرحسین موسوی را تا این لحظه تحسین می کنم .

و نمی توانم نگویم که دیدن عکس پزشکان و دانشجویان بیمارستان رسول اشک به چشمانم آورد و دلم را از احساس غرور آکنده ساخت و بر آنها درود می فرستم که شرافت حرفه پزشکی را بار دیگر ثابت کردند و ما را در عهدی که بسته ایم استوار تر.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط دكتر س   |