تبليغاتX
شرح حال

شرح حال

يادداشت هاي دكتر س

 

یک خانم تنها : یک اتاق می خواستم.

مسوول پذیرش هتل (نگران و مردد ): اتاق خالی نداریم....یعنی خانم تنها ....می دونید....اماکن....

یک خانم تنها: من پزشک هستم

مسوول پذیرش هتل (لبخند /پشیمان/ مودب): خواهش می کنم خانم دکتر ...ببخشید ... چایی میل دارید؟...

برگ ثبت نام را می دهد به خانم دکتر

نتیجه گیری: ؟! 

۱-دستاوردهای سی ساله در حوزه حقوق زنان بسیار چشمگیر است !

۲- زنان ایرانی! برای رهایی از اداره اماکن و جهت اقامت در هتل  پزشک شوید!

۳- پزشکی شغلی فراجنسیتی

*********************************************************************

این را بخوانید..... نشانگر قسمتی از چهره کریه نظام مرد سالار و جزیی از ستمی که سالهاست بر ما می رود...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط دكتر س   | 

برای دومین بار نشریه سپید را رویت کردم. یکی از همکاران مشترک شده است. می گذاردش توی اورژانس که بقیه هم بخوانند.

چیزی که برای من جالب است نوع برخورد این نشریه با پزشکان وبلاگنویس است از چند  جهت:

یکی اینکه اصلا و ابدا ذکر نمی شود که این مطلب ابتدا در یک وبلاگ منتشر شده است و قضیه را جوری برگزار می کنند که گویی نویسنده خود آن مطلب را برای سپید ارسال کرده است. در حالی که ذکر منبع از بدیهی ترین و ابتدایی ترین حقوق مولف و وظایف نشریات است.

شاید چنین کاری تبلیغی برای آن وبلاگ محسوب شود ولی سپید موظف است یا نام وبلاگ را ذکر کند یا از نقل مطالب وبلاگها به کلی صرفنظر کند.

دوم اینکه اگر چه نام نویسندگان مطالب مندرج در نشریه سپید حتما با عنوان دکتر و درجه علمی و ... است ولی در مورد وبلاگنویس ها این طور نیست.یعنی شاید این نشریه بیم از آن دارد که با ذکر عنوان دکتر برای فلان وبلاگنویس او را در این خصوص دارای حقی کرده باشد! راستی اگر گردانندگان این نشریه به دکتر بودن نویسندگان وبلاگها اعتقاد ندارند چرا اقدام به چاپ مطالب آنها در یک نشریه پزشکی می کنند؟

موضوع دیگر سانسور و حذف و جرح و تعدیل مطالب وبلاگ هاست که قبلا هم به آن اشاره کردم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

برای فرار از دست دروغ های تلویزیون و جعل تاریخ انقلاب از همه کانالها مشغول دیدن و شنیدن صدای شجریان بودم که مطلع شدم باید کانال یک را ببینم.

فیلم پچ آدامز سرگذشت یک دانشجوی پزشکی بود که چون از ابتدا ندیدم متوجه نشدم چرا این همه مسن است. لابد علت داشته دیگر! به هرحال داستان فیلم شرح حال دانشجویی مانیک بود  که علیه نظم و منطق و جو حاکم بر دانشکده پزشکی و بیمارستان عصیان کرده و می خواست راه حل فردی خود را بر روی بیماران امتحان کند که اتفاقاْ جواب هم داده بود و سرانجام ...

راستش چنین فیلم هایی برای همان جامعه مبتنی بر عقلانیت غرب قابل پخش است که همه چیزش سرجایش است و چون از این عقلانیت به تنگ می آیند با نگاه انتقادی به مسایل می پردازند. وگرنه برای جامعه ما که هنوز هیچ چیز سرجایش نیست و در این بی نظمی و هرج و مرج سرگیجه آور آرمانمان اندکی نظم است چنین فیلم هایی فقط برای توجیه بی نظمی موجود به کار می آید.

 

باتشکر از خبرگزاری

PARDISNEWS

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 1:13 قبل از ظهر  توسط دكتر س   | 

وقتی این مطلب را می خواندم به این فکر می کردم که بی اعتبار شدن جامعه پزشکی و از میان رفتن حرمت پزشکان به سود کیست؟ این اصطلاح بی ربط و بی معنی از ترشحات کدام مغز بیمار است که می خواهد به جامعه سرایت کند؟

سالهاست که در ادبیات مکتوب و شفاهی ما ،بویژه در رسانه ها اصلاحات و کلماتی که ظاهر مثلا زننده دارند یا ممنوعیتی خاص، دیگر استفاده نمی شوند مثلا می خوانیم آزار جنسی و توی ذهنمان تجاوز جنسی می آید. می شنویم روشندل ،می دانیم منظور همان کور است. می خوانیم اختلاس ،رانت خواری و پولشویی ،تصور می کنیم دزدی و سرقت کلان را که رقمش به سرگیجه مان می اندازد.

حالا چه عمدی وجود دارد که برای جامعه پزشکی از زشت ترین و سخیف ترین کلمات استفاده شود؟ آیا سعی پزشکان برای جذب  بیمار ، آنهم در این زمانه سخت را باید دزدی نامید؟ اصلا تصور مبدع مغرض این اصطلاح از دزدی چیست؟ اگر این دزدی است اعمال باقی را چه باید نامید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط دكتر س   | 

۱-انتخابات سازمان نظام پزشکی با حضور پرشور! اعضا برگزار شد .البته بعد از این همه انتخابات من که هنوز نمی دانم این شور انتخاباتی چگونه است و چطور اندازه گیری می شود؟! نتیجه چنین انتخاباتی از یک جهت برای من جالب بود نه اینکه مثلا نگران برد صدر باشم یا معین یا فلان و بهمان که برای من توفیری ندارند این اسامی. اما نتیجه انتخابات وقتی جالب و در عین حال نگران کننده است که نام تنها یک زن آنهم یک خانم ماما در میان برگزیده شدگان هست که یقینا اگر مردها می توانستند شغل مامایی را انتخاب کنند این یک زن ماما هم در میان برگزیدگان نبود.

این نشان می دهد که زنان در این سازمان هم مثل سایر عرصه های اجتماعی در محاق هستند و جنس دوم.و البته جای تعجب نیست.اعضا نظام پزشکی هم مشتی هستند نمونه خروار جامعه مردسالار و شاید هم بدتر. چرا که در سایر انتخابات ها مثلا مجلس یا شورای شهر برای حفظ ظاهر هم که شده چند زن از آنها که فقط نوک بینی شان از میان چادرشان پیداست از صندوق ها بیرون می آیند ولی در نظام پزشکی حتی همین حفظ ظاهر هم رعایت نشد.

۲- بالاخره نشریه سپید را دیدم و این مطلب "ما خانه نداریم دکتر" را که در ستونی در صفحه سوم  چاپ شده بود. تا مطلب را دیدم بوی سانسور را حس کردم .و وقتی خواندم دیدم این نوع سانسور حتی از سانسور صدا و سیما هم زننده تر است چون مطلب را به نوعی تغییر داده است که مثلا نویسنده که من باشم منتقد آن "جریان خاص!" است که انگار اسم هم ندارند! هر جا من نوشته ام حاکمیت سپید نوشته است جریان خاص!

سپید در نقل مطالب امانت دار نیست و با دستکاری و تغییر مطلب به خواست خود روی اصول اخلاقی پا نهاده و سانسور عملی است نابخشودنی.امیدوارم از این پس هیچ مطلبی از این وبلاگ در آن نشریه درج نگردد .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط دكتر س   |