تبليغاتX
شرح حال

شرح حال

يادداشت هاي دكتر س

احساس می کنم نوشتن در این وبلاگ هم فقط غر زدن بی فایده ای است که خودم را هم به ستوه آورده آن معدود خوانندگان را نمی دانم. پیشتر می خواستم برای رهایی از رنجی که می برم بنویسم.برای رهایی از محیط آزار دهنده حقیقی و پناه آوردن به فضای مجازی .اما این افیون کوتاه اثر هم افاقه نمی کند.یکی دوتا نیست که بنویسی و خلاص شوی.خسته شدم.تازه برای که؟ برای چه ؟

و مگر نوشتن این پرت و پلاها می تواند تغییری درآنچه برما می رود به وجود آورد. پس باید دست به یک اقدام انقلابی یا انتحاری بزنم.انتفاضه را نمی توانم.هرچند این مونیتور بی نوا هم عمرش را کرده! ولی هنوز پنجره ای است که تنفس را آسانتر می کند در این هوای سنگین و مغموم و خفگی آور.

هنوز تصمیم قطعی نگرفته ام .شاید به زودی معدومت کنم ای وبلاگ ! امیدوار باش شاید هم ....نه . آخر دل من همی بر تو مهر آورد/همی آب شرمم به چهر آورد!

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط دكتر س   | 

عادت کرده ایم آدمهای بی حال و کم جان را اهل مدارا بدانیم و آدمهای هیکلی وقلچماق را اهل توسل به زور و برخورد قهرآمیز.اما کامران خان این ذهنیت را در ما تعدیل کرد و پی بردیم که نه بابا اینطورها هم نیست!

وزیر بهداشت دیروز پزشکان را تهدید به برخورد انتظامی کرده است! تا به حال مرسوم بود برای تهدید متخلفان از اصطلاح "برخورد قانونی" استفاده شود  ولی استفاده از برخورد انتظامی چندان هم بی راه و بی اندیکاسیون نیست!

وقتی قیمت تعرفه ها آنقدر غیرواقعی و غیرمنطقی وبدون توجه به شرایط تعیین می گردد،و تورم 19 درصدی رسمی (28 درصدی غیر رسمی) در تعیین تعرفه های پزشکی نادیده گرفته می شود این ستم آشکار و اجحاف مسلم به پزشکان و چنین قانون ظالمانه ای صدالبته باید به ضرب و زور اسلحه و نیروی انتظامی اعمال شود.منتظر نیروی غیور انتظامی در مطب ها و بیمارستان ها باشید!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

عصبانی هستم خیلی زیاد .حوصله ندارم.دلم می خواهد جایی باشم خلوت و خالی و تا دلم می خواهد فریاد بزنم.احساس می کنم تنفس ام هر لحظه سخت تر می شود. عذاب می کشم. دیگر نمی توانم تحمل کنم. راه گریزازاین بن بست کجاست؟ کاش می شد بروم و خودم را گم کنم. چه کسی گفته است که کنشگران آزاد و مختارند و تعیین کننده. غلط کرده است.ما آزاد نیستیم اسیران بیچاره ای هستیم که توهم توانستن و آزاد بودن داریم. و دلمان خوش است به مشتی مزخرفات که از این ور و آن ورجمع کرده ایم و توی انبانی که روی سرمان است نگهداری می کنیم.عیب ندارد لبخند بزنبد و بگویید س دیوانه شده است.

من دلم سخت گرفته است از این

میهمانخانه مهمان کش روزش تاریک

که به جان هم نشناخته انداخته است

چند تن خواب آلود

چند تن ناهموار

چند تن ناهشیار

*************

هست شب،یک شب دم کرده و خاک

رنگ رخ باخته است.

باد نوباوه ی ابر از بر کوه

سوی من تاخته است

هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا

هم از این روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را.

با تنش گرم بیابان دراز

مرده را ماند در گورش تنگ

به دل سوخته ی من ماند

به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب

هست شب ،آری شب

«نیما یوشیج»

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط دكتر س   | 

20 دقیقه بیشتر نیست که خوابیده ام بعد از ویزیت 81 بیمار، که ضرباتی تند و تند به در می خورد و بیدار می شوم.ساعت را نگاه می کنم  6:10صبح است.روپوش می پوشم و در را باز می کنم (برای جلوگیری از اتلاف وقت مقتعه به سر خوابیده ام!) زنی توی اتاق منتظرم است.قبراق وسرحال و امیدوار.سلامی می کند و می گوید :"اعلام کردن امروز سراسر کشور رایگانه اومدم یه سی تی اسکن برام بنویسی!"

هرچند دوست ندارم اول صبح ناامید و ناراحت شود ولی مجبورم واقعیت را بگویم که اولا هنوز زود است !و به ما ابلاغ نشده بعد هم این بیمارستان سی تی اسکن ندارد و بعد تر اینکه هزینه های دارو و پاراکلینیک رایگان نمی شود .فقط ویزیت ما پزشکان است که از همه چیز آسانتر است رایگان کردنش. و خوش خیالی محض است که هزینه های  اصلی و گران قیمت تشخیصی و درمانی حتی برای یک ساعت رایگان شوند.

پیامهای موبایلم را نگاه می کنم ازنظام پزشکی پیامی آمده که:"همکاران شما به مناسبت شهادت حضرت فاطمه 13خرداد بیماران (به ویژه نیازمندان) را رایگان ویزیت می کنند.با همکارانتان همراه شوید." عجب پس این آتش ها از گور نظام پزشکی بلند می شود!

به نظر حضرات نظام پزشکی که بیمار ویزیت کردن کاری ندارد.چه 80تا چه 180 تا. یک روز است دیگر! همیشگی که نیست! پس ویزیت را می توان رایگان کرد.و از کیسه خلیفه بخشیدن بهترین روش و مقرون به صرفه ترین روش است  برای کمک به نیازمندانی که نظام پزشکی به حالشان دل می سوزاند!

 ولی راستی این مستمندان که برای یک روز مورد تفقد و توجه  آقای دکتر صدر قرار می گیرند با غم نان امشب و فردایشان چه کنند؟! و قرار است با ویزیت رایگان ما، مرهم کدام زخم زندگیشان را پیدا کنند؟

*****

امشب هم خبر را در اینترنت می بینم و آنچه برایم از همه جالب تر و در عین حال دردناکتر است کلمه خودجوش است که به طرزی زننده خودنمایی می کند. خودجوش باید معنای دیگری داشته باشد که من نمی دانم؟!

  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 3:19 قبل از ظهر  توسط دكتر س   | 

روز اول فروردین هم اگر وارد سایت سازمان نظام پزشکی بشوید در صفحه خودتان وضعیت بدهی تان را می بینید که هر سال هم بیشتر می شود!

اینکه که سازمان نظام پزشکی کدام دسته از پزشکان را نمایندگی می کند یا حافظ منافع پزشکان است یا وکیل دیگران را باید با عملکرد این سازمان در موقعیت های مختلف قضاوت کرد .

من که از ابتدای عضویت در این سازمان فقط همین را می دانم که دوبار مراجعه کردم یک بار برای گرفتن اسپری دفاع شخصی و یکبار هم برای گرفتن پروانه مطبی که هیچ گاه باز نشد! و هر دوبار هم اول حق عضویت را تمام و کمال گرفتند و بعد تازه توانستم اصل موضوع را مطرح کنم. برای هر موضوعی و به هرمنظوری که مراجعه کنی بعد از جواب سلام ، مثل نکیر و منکر می پرسند: یا ایها(ایتها) الطبیب! آیاحق عضویت را پرداخت کرده ای؟! و همه چیز من جمله ادامه گفتگو بستگی به پاسخ این سوال دارد!

حالا هم روش جدیدی برای گرفتن حق عضویت از پزشکانی که گذارشان به آنجا نمی افتد کشف کرده اند به نام ثبت نام در همایش سالانه پزشکان! برای ثبت نام در این همایش هم باید بدهی ات را پرداخت کنی و گرنه شرکت در همایش خیال باطلی بیش نیست! و چون ثبت نام اینترنتی است و تکنولوژی هم بی رحم تر و کم شعور تر از آن است که عذر کاربر را بپذیرد ، به این ترتیب حق عضویت  تا ریال اخر ستانده می شود!

عضویت در سازمان نظام پزشکی یک چیزی است مثل آش کشک خاله که نمی توانی از زیرش در بروی.پزشک بودن مستلزم عضویت در این سازمان است، و گرنه همه آن 20سال زحمت کشک است . چقدر نوشتم کشک !بهتر است بروم کشکم را بسابم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط دكتر س   | 

 

همیشه ار عریضه نوشتن بدم آمده است.از حالت تمنا و عجزی که در آن هست بیزارم. یک جور گدایی است.از آن اقدامات مسالمت آمیز تهوع آور است که هیچ وقت هم به جایی نرسیده است.محافظه کارانه و بی دردسر!

می توانم حدس بزنم که احتمالا حداد عادل یا امثال او وقتی این قبیل نامه ها را می خوانند با لبخندی بی اعتنا  کناری می اندازندش یا حداکثرالتفات او این است که زیرش  بنویسد:طرح در کمیسیون بهداشت!!! و بعد هم چندماه بی خبری وفراموشی وسرانجام... هیچ!

 

البته ناگفته نماند که بازهم جای امیدواری است .چشم ما روشن که بالاخره آیندگان جامعه پزشکی سر بیدار شدن ازخواب چندین ساله دارند.(چه عجب که چند مولکول کاتکول آمین در وجود این عزیزان ریلیز شد!)

 امیدوارم خیلی دیر نشده باشد!

و ای کاش این نامه شروعی باشد برای حساسیت بیشتر. برای گریز از بی تفاوتی واستراتژی" این نیز بگذرد!"  شروعی باشد برای اعتراضات موثرتر و گسترده تر.

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط دكتر س   |